خداوند محبت است... بنام محبت

خداوند محبت است... بنام محبت


۶۲۸ مطلب با موضوع «حرف های یواشکی» ثبت شده است

 

ما کار و دکان و پیشه را سوخته ایم..

شعر و غزل و دو بیتی آموخته ایم..

در عشق که او جآن و دل و دیده ی ماست..

جآن و دل و دیده هر سه دوخته ایم..

 

* مولانا 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ آذر ۹۶ ، ۱۴:۲۲
مهربان اربابـــــ ...

  

..

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ آذر ۹۶ ، ۱۱:۳۰
مهربان اربابـــــ ...

 

:)..

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ آذر ۹۶ ، ۱۴:۲۲
مهربان اربابـــــ ...

 

..

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ آبان ۹۶ ، ۱۴:۲۲
مهربان اربابـــــ ...

 

..

 

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ آبان ۹۶ ، ۱۶:۰۰
مهربان اربابـــــ ...

 

خبر دارم از همه دل میبری

دل های شکسته رو خوب میخری..

تویی پناه من..

  

دریافت

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ آبان ۹۶ ، ۱۴:۲۲
مهربان اربابـــــ ...

 

بسم رب الشهداء...

روزنامه رو روی اپن میبینم برمیدارم بخونم!
منی که خیلی وقته حوصله ی سیاست ندارم
خدا نکنه سیاست دست بزاره رو زندگیت..
اونوقت دیگه سیاست فقط یه کلمه نیست فقط پست گذاشتن نیست فقط حرف نیست.
آمریکاست جنگه سوریه است و شهدای مدافع حرم و آرزوی زندگیت..

خلاصه روزنامه رو چون عکس روش حضرت آقاست برمیدارم ببینم چی گفتن خیلی وقته نخوندم و گوش ندادم ، در مورد انتخابات بود گفتم بخونم مهمه
خوندم با فکر به تو :)

8 اردیبهشت 96
مطلب رو میخونم و
ستون کنار روزنامه رو میبینم که مطلب در مورد شهداست
تیتر مطالب رو نوشته.

ورق میزنم صفحه ی دوم
یه حدیث از امام حسین علیه السلام
که خیلی زیباست.

و زیرش عکس یه شهید که..
یه شهید که نگاهش آشناست..
که چهره اش آشناست..
که اسمش آشناست..

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ آبان ۹۶ ، ۱۷:۰۵
مهربان اربابـــــ ...

 

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من توست

گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست

روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست

گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید
همه جا زمزمه عشق نهان من و توست

گو بهار دل و جان باش و خزان باش، ارنه
ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست

این همه قصه فردوس و تمنای بهشت
گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست

نقش ما گو ننگارند به دیباچه عقل
هرکجا نامه عشق است نشان من و توست

سایه زآتشکده ماست فروغ مه و مهر
وه از این آتش روشن که به جان من و توست

  

 * اشارات نظر : هوشنگ ابتهاج 

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ آبان ۹۶ ، ۱۸:۵۲
مهربان اربابـــــ ...

 

به نام خدای عشق..

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ مهر ۹۶ ، ۱۴:۲۲
مهربان اربابـــــ ...

آقا مهدی زین الدین :)

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ مهر ۹۶ ، ۱۱:۳۷
مهربان اربابـــــ ...

 

در گودی قتلگاه

با آن سر و وضع و حال

لبخند مهربانی زد...

به شمر که نشسته بود روی سینه ی حضرت

 

 خیلی مهربان لبخند زد و گفت :

به من یکم آب بده ، دعات میکنم ، خدا میبخشتت.

 

انگار از هیچکس کینه نداشت

از بس مهربان بود و راضی به رضای حق ،

سید الشهداء حسین علیه السلام

 

+ مهربان ارباب برای اینکه کینه به روح و قلب ما راه نیابد دعا کنید.

ما هم ستم دیده ایم.. 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ مهر ۹۶ ، ۱۸:۰۰
مهربان اربابـــــ ...

در حال تمرین تیراندازی داشتم نگاهت میکردم..
دیدیم و لبخند زدی..
یه لبخند از ته دل..

 

آدمی که کنار دستت بود با طعنه بهت گفت
" این " اینجا چیکار میکنه!
چرا به تو نگاه میکنه!

با ناراحتی رفتم پشت دیوار...
که بهت حرفی نزنه..

 

جگرم میسوزه

قلبم درد میکنه

مادر

انا الغریب....

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۹۶ ، ۲۳:۱۴
مهربان اربابـــــ ...

شهداء ؟

خوش به حالتون..

واسه خیلی چیزها خوش به حالتون..

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ مهر ۹۶ ، ۲۲:۲۲
مهربان اربابـــــ ...

 

دارم به نعمت های خدادادی نگاه میکنم و به تو فکر میکنم که 

به ذهنم میاد با طبیعت درد دل کنم!

نعمت عشق تو.. انگار روی دست_ نعمت هاست :)

 

همونطور که قدم میزنم توی پارک 

و از کنار گل های لطیف و زیبا رد میشم میگم:

اگه " اندازه ی " هجر_ .. و دلتنگیم برای .. رو بهتون بگم 

پر پر میشین..

پژمرده میشین..

 

همونطور که دارم از کنار درخت های کاج_ با وقار و استوار رد میشم میگم :

اگه " اندازه ی " هجر .. و دلتنگیم برای .. رو بهتون بگم 

میشکنید..

خم میشید.. 

 

حتا همونطور که دارم از کنار منقل آتش_ توی پارک رد میشم میگم: 

اگه " اندازه ی " هجر .. و دلتنگیم برای .. رو بگم 

تو آتش هم خاموش میشی..

 

همونطور که به آسمون بالای سرم نگاه میکنم میگم:

اگه " اندازه ی " هجر .. و دلتنگیم برای .. رو بگم 

طاقتت نیست و میباری و میباری

و روز و شبت همه عصرای پاییزی میشه..

 

همونطور که از صدای قدم هام یه عالمه گنجیشک_ نشسته لابلای سبزه ها ، میترسن و میپرن

بهشون میگم:

اگه بگم چقدر عاشق_ .. 

چقدر بزرگه درد هجر_.. 

چقدر دلتنگم برای .. 

دیگه فرار نمیکنین و ازم نمیترسین

چون 

یه دختر عاشق_ دلتنگ_ سختی کشیده ام که دنیا در دوران هجر .. بهم فهمونده که

منه دنیا ارزش آزار رسوندن به هیچکس و هیچ چیز رو ندارم.

پس ازم نترسین!

 

عاشقتم..

دلتنگتم..

بی قرارتم.. 

و " اندازه ی "  هجر و دلتنگی هام برات رو

با " اندازه ی رحمت خدای مهربونمون و امید بهش "

عاشقانه تحمل میکنم تا به وصال برسیم.. 

(قلب قلب)

(گل گل)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ شهریور ۹۶ ، ۱۴:۲۲
مهربان اربابـــــ ...