خداوند محبت است... بنام محبت

خداوند محبت است... بنام محبت


بایگانی

۸۴۲ مطلب با موضوع «خاطراتــ من» ثبت شده است

 

دنیا محل قرار نیست

وقتی از بالا ب زندگی نگاه میکنی
انگار یه دست هی بالا و پایین میبرتت
تا گوهر وجودت نمایان بشه آبدیده بشه
تا خوبی از بدی متمایز بشه
تا حق از باطل جدا بشه

وقتی بالاییم مغرور نباشیم
وقتی پایینیم ناامید نباشیم

  

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مهر ۹۷ ، ۲۲:۱۴
مهربان اربابـــــ ...

یادته شهید مهدی زین الدین؟

داشتن استخر و سالن  "و" رو میساختن کنار این "پ"
تو دلم گفتم کاش عزیزم بیاد اینجا..
چه خوبه این امکاناتو داره اینجا ، میتونه استفاده کنه عزیزم و خیالم از این بابت هم راحت باشه♡

یادته شهید مهدی زین الدین؟
من فقط ی دختر عاشق و دلتنگ و غمزده بودم که ب
همه چی فقط با عشق و دلتنگی و حسرت نگاه میکردم..
و اشک می ریختم..
و آه می کشیدم..
با همه ی وجودم

فرمانده
حالا داری همه ی ای کاش هامو جواب میدی..
حالا داری همه ی احساس پاک بین ما رو مدد میدی..
حالا نه ، خیلی وقته که خواستمونو دادی
حالا نه یه عمره که دارین میگین با ما هستین شهداء
و مثل همیشه نگاهت و لبخندت مطمئنه

میشه بگی چطور تشکر کنیم ازت آقای مهدی زین الدین؟

حتما" بگو
ممنونیم بابت همه چی 

♡♡

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مهر ۹۷ ، ۱۸:۱۵
مهربان اربابـــــ ...

 

دقت داشته باشید که 

خدای ارزونی 

خدای گرونی هم هست

:)

+ ماهم خیلی چیزا داریم که بهش بنازیم

مثلا" خدایی که باهاش پادشاهی میکنیم

مثلا" ..♡♡

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ مهر ۹۷ ، ۱۴:۲۲
مهربان اربابـــــ ...

 

دیر نشده

انتظار سخته

 حتا وقتی مطمئنی از نتیجه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ مهر ۹۷ ، ۱۵:۳۰
مهربان اربابـــــ ...

 

شهید مهدی زین الدین :

هرگاه شب جمعه شهداء را یاد کردید

آنها شما را نزد اباعبدالله علیه السلام یاد میکنند..

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ مهر ۹۷ ، ۱۴:۲۲
مهربان اربابـــــ ...

 

تا لحظه ی شکست

امیدت ب خدا

باشه

و 

خواهی دید 

این لحظه هرگز اتفاق نمی افته.

:)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مهر ۹۷ ، ۱۸:۴۵
مهربان اربابـــــ ...

 

برای اولین بار پامو گذاشتم تو حرم سید الشهداء..
حس پا گذاشتن رو فرش های حرم و عطر حرم اینقدر زنده بود برام که...
رسیدم ب شش گوشه..
نشستم و شروع کردم ب گریه کردن
اینقدر صدات زدم پیش مهربان ارباب..
اینقدر صدات زدم و گریه کردم که بیهوش شدم توی شش گوشه..

مهربان ارباب..
گفت بلند شو دختر
بلند شو ما خواسته ی تو رو دادیم..
ما خواسته ی تو رو دادیم..

دو بار و با تاکید گفتن..

ما خواسته ی تو رو دادیم..


پاشدم و کمی اونطرف از ضریح ایستادم و نماز خوندم ب نیت هر دومون..

+با نگاه شما مهربان ارباب ما
آخرش همه چی خوب تموم میشه
ممنونم بابت همه چی مهربان ارباب قشنگمون

♡♡


96/6/16

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ مهر ۹۷ ، ۰۰:۰۰
مهربان اربابـــــ ...

 

من ازت حاجتمو میگیرم..

از تو که از یه جهان آزادی..

مهربان ارباب..

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ مهر ۹۷ ، ۱۴:۲۲
مهربان اربابـــــ ...

 

سردم شده و از درون می سوزم

حالا شده کار هر شب و هر روزم

تو شعر مرا بپوش سرما نخوری

من دکمه ی این قافیه را می دوزم 

♡♡

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ مهر ۹۷ ، ۲۲:۱۴
مهربان اربابـــــ ...

 

هر چه بزرگ تر می شویم

انگار غم شما سنگین تر می شود..

مهربان اربابمون حسین علیه السلام 

  

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مهر ۹۷ ، ۱۱:۲۰
مهربان اربابـــــ ...

 

 

گاه مجنونم و گهی لیلا

گاه خورشید و گاه آیینه

روبروی همیم در همه جا

ای طلوع همیشه ی قلبم

با تو خورشید عالمینم من

تو حسینی ولی گهی زینب

گاه زینب گهی حسینم من

وقت سجاده وقت نافله ها

لبمان نذر نام یکدیگر

دو کبوتر  در این حوالی عشق

بر سر پشت بام یکدیگر

من و تو آیه های تقدیریم

من و تو همدلیم و همدردیم

خواب بر چشممان نمی آمد

تا که بر هم دعا نمی کردیم

دل ندارم تو را نظاره کنم

در غروبی که بی حبیب شدی

تکیه بر نیزه ی شکسته زدی

این همه بی کس و غریب شدی

کاش اینجا اجازه می دادی

تا برای تو چاره می کردم

این گریبان اشتیاقم را

پیش چشمت پاره می کردم

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مهر ۹۷ ، ۱۱:۱۵
مهربان اربابـــــ ...

  

نه تنها در وداع تو جدا شد جان من از من
که می آمد صدای ناله های پنج تن از من

از آنجایی که وابسته است جان من به جان تو
جدا کردند سر از تو جدا کردند تن از من

میان معرکه هم زخم هم جان باختن از تو
میان خیمه ها هم سوختن هم ساختن از من

دلم خوش بود با پیراهنت آن هم به غارت رفت
پس از تو رخت بر بسته است شوق زیستن از من

غریبم آنچنان در سرزمین مادری بی تو
که می پرسد نشانی های زینب را وطن از من

ملامتگو چه دریابد میان عاشق و معشوق
کسی نشنید جز توصیف زیبایی سخن از من

از آن بتخانه ها چیزی نماند آنجا که بر می خاست
طنین تیشهء پیغمبران بت شکن از من

منم حسن ختام باشکوه داستان تو
پس از این اسوه می سازند اساطیر کهن  از من

 شاعر : برقعی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مهر ۹۷ ، ۱۱:۰۰
مهربان اربابـــــ ...

از امام حسن علیه السلام پرسیدن :

فاصله ی بین حق و باطل چقدره
آقا گفتن فاصله ی بین حق و باطل ب اندازه ی 4 انگشت فاصله ی بین چشم و گوش هست

یه بنده اشتباهی میکنه و پیش خدا معذرت میخواد خدا میبخشه ، ما و شما قاضی دادگاه الهی نیستیم

هرکس پیش پیامبر صل الله علیه و آله میرفت که مسلمون بشه ، ایشون ازش نمیپرسیدن قبل این چه کارهایی کردی ، کاوش در زندگی منفی و اشتباهات دیگران نداشت چون اسلام این رو نمیپسنده و لازم هم نمیدونه.

حر وقتی اومد پیش امام حسین علی السلام
گفت آیا توبه من قبوله
آقا گفت سرتو بالا بگیر حر
خدا تو رو بزرگ میدونه

کاوش در زندگی منفی و اشتباهات دیگران حرامه
و خدا خوشش نمیاد حتا در خیالتون گمان بد ببرین ب بنده هاش
نه در خیالتون نه در چشم و گوش و زبانتون حق گمان بد بردن ب بنده ی خدا رو ندارین.

یکم فکر کنیم ب کارامون
چه نشونی داریم از اسلام و مسلمونی؟


هر دلی حق داره از دست ما ، راحت باشه.

دل نسوزونیم.

دل نسوزونیم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۷ ، ۱۳:۰۰
مهربان اربابـــــ ...

 

یازهراء سلام الله علیها مدد..

یا کریم اهل بیت مدد..

 

مناجات

دریافت

**

السلام علیک یا مسلم بن العقیل علیه السلام

دل و باور و تیغ او با حسین است

در آیین او دین و دنیا حسین است

 


حسین

اشک از ما و شور از تو..

سیاهی از ما و نور از تو..

**

 

زنده شد دلم ب عشق تو

کشته ی بین دو نهر آب

 

 یا شهید الشهداء یا غریب الغربا 

 

**
اربابم
منو دست عنایت تو
میخوام از تو حمایت تو
ب یه دنیا می ارزه حسین
یه لبخند رضایت تو

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۷ ، ۲۱:۳۰
مهربان اربابـــــ ...