خداوند محبت است... بنام محبت

خداوند محبت است... بنام محبت


۲۷۴ مطلب با موضوع «مــــــادر...» ثبت شده است

 
 از روضه های شما
یک چیز مرا خیلی
میسوزاند!
آن هم مهربانی شماست..
این همه روضه برای مهربان ترین!
 

سلام عشق فاطمه..


شانه های زخمیش را هیچکس باور نداشت..


اصلا" کسی ز حال دلم با خبر نشد.. 

 
ای آشنا تر از همه ، حق میدی نشناسم تو رو..


زهرا همان آغاز هستت را گرفته..
با چادر خاکی اش دستت را گرفته..


الهی امسال آقاجون
بخره ما رو مادرت..

 
السلام علیک یا فاطمه زهراء سلام الله علیها.. 
 


یا امام رضا علیه السلام..
 
۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ آبان ۹۶ ، ۲۲:۱۴
مهربان اربابـــــ ...

 

بسم رب الحسین...

سلام مهربان ارباب حسین علیه السلام ، سلام..

خواستم حرفی که تو دلم مونده رو بگم آقاجان
بابت همه مجالسی که مادرتون ما رو دعوت کردن
بابت همه اشک های که اجازه ی ریختنشون رو مادرتون داد..
بابت همه دلتنگی هایمان برای تان حسین فاطمه سلام الله علیها..
بابت اجازه برای همه قدم هایی برای هیئت تون برداشتیم..
برای اندوه شما حسین و زینب سلام الله علیها..

حتا بابت نذری هایی که دور از زندگیم جآنم از گلوم بیشتر از چند قاشق همونم به سختی پایین رفت..

بابت کربلایی که نطلبیدی و منتظرمون گذاشتی
بابت همه چی ممنونم مهربان ارباب..
بابت همه چی از مادرتان فاطمه سلام الله علیها ممنونم..

این هایی که گفتم همه شان نعمت اند!
و نعمت دیدنشان سخت است گاهی مثلا" وقتی خیلی دلتنگ کربلاییم و خیلی منتظر و نمی طلبی ، ولی باز هم میگویم نعمت است...

بابت همه چی ممنونم اما
میدانی مهربان ارباب...
ایمان ها عوض شده
بعضی مان خیلی مغرور شدیم
همه ی این نعمت ها را از خودمان میدانیم یا از شما میدانیم و با افتخار به دیگران فخرش رو میفروشیم..
و این عین راه ضلالت است...

بگذریم مهربان ارباب حرف زیاد است
دیگه یاد گرفتم ظلم زیر خیمه ی شما را به پای شما ننویسم!
ولی مهربان ارباب این محرم و صفر هم گذشت
ما را کربلا نبردی
اسم ما را بعضی با ایمان ها ، بعضی کربلا رفته ها، جامانده گذاشتن...

به نقطه ای رسیده بودم از درد که به مادرتان گفتم
اصلا" کربلا رفتن ارزشی دارد؟ وقتی برایش اینهمه دل بشکنند زجر بکشیم حرف بشنویم
اصلا" ما کربلا نخواستیم...

ما از راه تو جا ماندیم نه از تو مهربان ارباب...


ان شاءالله که آخرین محرم و صفر مان نباشد.

 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ آبان ۹۶ ، ۲۳:۱۴
مهربان اربابـــــ ...

 

مدینه که بودند
میخواست که بره سر مزار پیامبر صل الله علیه و آله
میخواست که بره سر مزار مادرش...
چهار طرفش رو گرفته بودن محارم ، که نگاهی به ایشان نیفتد.

شام که رسیدند
یزید لعنت الله
دستور داده بود سکو ساخته بودند
زن ها و دخترها را روی سکو نشانده بود 
و آنها را به دیگران نشان میداد
این را که میبینی زینب است
آن یکی و ...

+ هر یک از آن چهار نفر
  و تنها مرد بازمانده ی کربلا :
  روضه های سخت را آدم های سختی کشیده میگویند
مثلا" آنها که تهمت خورده دلشان احساسشان دلتنگی شان عشق شان و روزگارشان
، نگاهی..

 
+ السلام علیک یا فاطمه الزهراء سلام الله علیها..

  

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ آبان ۹۶ ، ۱۰:۵۲
مهربان اربابـــــ ...

 

به نام خدای عشق..

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ مهر ۹۶ ، ۱۴:۲۲
مهربان اربابـــــ ...

در حال تمرین تیراندازی داشتم نگاهت میکردم..
دیدیم و لبخند زدی..
یه لبخند از ته دل..

 

آدمی که کنار دستت بود با طعنه بهت گفت
" این " اینجا چیکار میکنه!
چرا به تو نگاه میکنه!

با ناراحتی رفتم پشت دیوار...
که بهت حرفی نزنه..

 

جگرم میسوزه

قلبم درد میکنه

مادر

انا الغریب....

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۹۶ ، ۲۳:۱۴
مهربان اربابـــــ ...

 

آسمان ، کوه ، دشت ، گل ها ، آب ،

هر چه را میبینم دلیل خلقت شان ،

شما هستی حضرت مادر سلام الله علیها..

 

اگر خدا ، مهربانی شما را قد عظمتی که برایتان خواسته ، قرار نمیداد

 از عظمت شما دیوانه میشدم!

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ شهریور ۹۶ ، ۱۱:۲۰
مهربان اربابـــــ ...

 

تو مثل دعای مادرم

از " ته دل " می آیی..

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ تیر ۹۶ ، ۱۲:۵۲
مهربان اربابـــــ ...

خواهرش پرسید :
حسین جان گفتی من پسر علی علیه السلام هستم؟
بابامون برای خیلی از بچه های یتیم کوفه غذا برد شبانه...

گفت...
اما هلهله کردند...

صدایش نرسید !

و
گودال قتلگاه
اونی که میتونست با شمشیر
اونی که شمشیر نداشت با سنگ
پیرمرد با عصاش
همه حسین علیه السلام را زدند... :'(
برای رضای خدا زدند... :'(

و هنوز پس از گذشت هزار و اندی سال
صدای غمش صدای مظلومیتش شنیده میشود...

السلام علیک یا حسین بن علی علیه السلام
السلام علیک یا حسین بن علی علیه السلام

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ خرداد ۹۶ ، ۱۳:۰۰
مهربان اربابـــــ ...

 

فکر میکنم خداوند 

بهار را آفرید 

تا 

شما را معرفی کند 

حضرت مادر 

یا فاطمه الزهراء سلام الله علیها.. 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ فروردين ۹۶ ، ۲۲:۳۲
مهربان اربابـــــ ...
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ فروردين ۹۶ ، ۲۲:۱۴
مهربان اربابـــــ ...

 

من اگه هستم و نفسی می کشم با وجود توست ،
اگه تو نبودی که من ، از زندگی چیزی نمی فهمیدم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ فروردين ۹۶ ، ۱۱:۰۷
مهربان اربابـــــ ...

 

ازدحام حرم...
ازدحام زائران فاطمه الزهراء سلام الله علیها..
ازدحام زائران فاطمه المعصومه سلام الله علیها..

گوشه ای می ایستم

و با دلتنگی عمیق وجودم تو را میخواهم..

تا

زائر فاطمه الزهراء سلام الله علیها شوی..

زائر فاطمه المعصومه سلام الله علیها شوی..

زائر دلم شوی.. 

:)

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ فروردين ۹۶ ، ۰۰:۲۳
مهربان اربابـــــ ...


 

سالی که با ولادت شما بهار شود..
ان شاءالله پاییز و زمستانشم بهار است..
:)

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ اسفند ۹۵ ، ۱۷:۴۲
مهربان اربابـــــ ...

 

 

اگه فاطمیه با یه نیم نگات مهمون باشم بسه..

با اشاره ی تو هر چی خیر من باشه میرسه..

خیلی خوب حس کردم اینو که به نیم نگات محتاجم..

من هم مثل هر فرزندی ، به دعای تو محتاجم..

مادر..

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ اسفند ۹۵ ، ۱۳:۳۰
مهربان اربابـــــ ...