خداوند محبت است... بنام محبت

خداوند محبت است... بنام محبت

امسال بیشتر از پارسال
عاشقت هستم..
فالله خیر حافظا" و
هو ارحم الراحمین..
:)

شهید گمنام...

دوشنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۲، ۰۵:۱۰ ب.ظ

 

 

یادش بخیر...

اون شب که جامعه کبیره ، حرم حضرت معصومه(س) بودیم.

یهو نفهمیدم چرا سر زبونم اومد ، گفتم :

شهدا ما حرم حضرت معصومه(س) بیادتونیم ،شما کجا به یاد ما هستید...؟

اینو گفتم و....



 

فرداش جمعه ، یکی از بچه ها  اومد تا با هم رسم بکشیم .

رسم ها رو کشیدیم و گفت بیا بریم امروز سر کلاس رسم ما....

مثل هفته های قبل که بهم می گفت و می گفتم نه!

این هفته اصن نفهمیدم چرا قبول کردم و رفتیم باهم....

- هر هفته پدرش می رسوندش دانشگاه.اما اون روز... بااتوبوسای دانشگاه رفتیم!

تا نشستیم تو اتوبوس....

 

وای خدای من! خشک شدم...!

روبرومون یه پوستر زده بودن .......

تشییع شهدای گمنام در دانشگاه... ساعت 11

درست همون دانشگاه و همون ساعتی که بچه ها کلاس داشتن!

مات و مبهوت مونده بودم و به حرف دیشبم فکر کردم وبه اینکه

 

شهدا چه قدر حواسشون هست...

چه قدر هستن تو زندگی هامون...

تو لحظه هامون...

...

...

 

وقتی رسیدیم دانشگاه ، فقط می دوییدم...

تا اینکه رسیدم به جایی که مراسم بود و  دو تا شهید گمنام...

....

از این همه لطف و مهربونی شهدا....

گیج بودم! و فقط  نگاه و اشک...

 

وقتی رسیدیم مراسم تازه شروع شده بود،وای چه روزی بود اون روز.....

چه لحظه ای بود وقتی که تابوت شهدا رو روی دستمون گرفتیم...

زیر تابوت اون شهید گمنام ...  حالم خیلی غریب بود! خیلی عجیب بود! خیلی....

.....

...

مراسم که تموم شد..

شهدا رو که تشییع کردیم ....

کلاس رسم تموم شد! 


*****************

حالا...

دلم برا اینطور دعوت شدنا تنگ شده....دلم برا شهدا تنگ شده...

 

بازم شهدا اومدن...

 

کاش بازم دعوت بشیم.............

 

شهدا... دلم براتون تنگ شده...

 

الان دیگه

 

آزاد شده ی مهربان اربابمون حسیــــــــــــــــــــــــــــــن(ع) هستم..

 

دیگه هیچی مانع نیست بین من و شما.....

 

*****************

 

آخرین بار که یادواره شهدا بود و شهدا طلبیدند و رفتیم ....

وقتی اومدم دستمو بزارم روی تابوت شهدا

( هفتاد  قطعه از شهدای مفقود الاثر داخل یه تابوت بود ،

بهش میگفتن بانک شهید ...

 

قرار بود هر قطعه شناسایی بشه و به خانواده هاشون تحویل داده بشه.)

آخرین بار وقتی اومدم دستمو بزارم روی تابوت...

 

حس کردم..

نه!  بهم فهموندن... چیزی تو دستمه که مانع ِ ....

یه مانع ،  بین من و شهدا....

از اون موقع و از اون شب!

برای همیشه اون مانع رو انداختم دور...........

 

شکر... خدایا شکر...

شهدا ممنونم.........


این همون یادواره است.

این تابوت هم، همون بانک شهید..... 

ممنونتونم شهدا.....

 

اون شب یادواره هم دعوت شدیم، خیلی غیرمنتظره.

و اصلا نمیدونستیم که شهدا رو آوردن....

بهمون گفته بودن فقط یادواره است.

و ما تا آخر مراسم فکر می کردیم این تابوت به صورت نمادین گذاشته شده!

وقتی فهمیدم بازم سر جام میخکوب شدم و فقط نگاه .. فقط اشک...

 

شهید گمنام ... سلام...


دریافت
حجم: 6.72 مگابایت
توضیحات: شهید گمنام ...

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۲/۰۶/۱۱
مهربان اربابـــــ ...

شهید گمنام.

نظرات (۱۱)

دیگه اشکمون رو هم در آوردید ...
پاسخ:

اشک هم داره نگاه یهویی شهداء.
التماس دعا.

۰۶ مهر ۹۳ ، ۱۱:۲۹ سید مرتضی
شهید گمنام سلام
خوش اومدی مسافر من خسته نباشی پهلوون  ...

وقتی رسیدی همه جا بوی خوش خدا پیچید  تو مگه کجا بودی؟
 -
  - 
   -
وقتی رسیدی همه اشکا مثل زهرا می چکید ...
پاسخ:

یا زهرا(س) 

۱۶ مرداد ۹۳ ، ۱۴:۳۰ حبـــابــــــ هـــا
روحشان شاد یادشان گرامی باد
پاسخ:

سلام ، خوش آمدید به یک سبد سیبــ 

سپاس از حضورتون 

غایت خلقت جهان، پرورش انسانهایی است که در برابر شدائد

بر هر چه شک و تردید و تعلق است غلبه کنند و حسینی شوند..

سید مرتضی آوینی

سلام، زیبا بود..
پاسخ:

سلام ، خوش آمدید به یک سبد سیبــ


چه جمله ی زیبایی 

ممنون 

یاحسین(ع) 


سلام...
روزی هر زوزتان با شهدا....

http://www.baranclub.ir/details.php?image_id=601&sessionid=eaf811824ba8670afdf4a6e6eb7544ee
پاسخ:

سلام

سپاسگذارم...


یک سبد آلو سیاه خوشمزه.

قشنگ بود.

:)
سلام

خونه جدید مبارک باشه :))
من با بلاگفا سر کد دادن همیشه درگیر بودم!
امیدوارم خونه نو ، برات سراسر خوشی باشه و همش ما بیایم و خبرای خوب بخونیم! 
پاسخ:
سلام مژگان عزیز.

ممنونم . سلامت باشی.

امیدوارم اینجا دیگه مشکلی نداشته باشی.

متشکرم مژگان جون.امیدوارم تو هم هر جا هستی خوب و خوش باشی.

                                                                                                 یا زهرا...
من الان میرم آخر شب هستی؟
پاسخ:
بودی حالا...

آخر شب.....

شاید.....


میبینم که بلاگی شدی!!

مبارکه

 

پاسخ:
سلام مریم جون.

سلامت باشی.

اینجا رو بیشتر دوست دارم.
سلام 
مبارکه.
پاسخ:
سلام باران.
                متشکرم.سلامت باشید.
سلام لیلیا جونم
خانمی خونه جدید مبارک
انشالله ما کی تشریف بیاریم خونه جدیدتون به صرف شام و شیرینی و میوه و خوراکیهای خوشمزه ؟:)

پاسخ:
سلام فاطمه خانوم.

ممنونم.

شیرینی...
شام...
میوه...
خوراکی های خوشمزه...
                               باشه ، همین روزا....
۱۱ شهریور ۹۲ ، ۲۰:۱۴ محمدرضا محمودی
مبارک باشه خونه جدیدتون.
:)
پاسخ:
سلامت باشی نیمکتــــ..

 :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">