خداوند محبت است... بنام محبت

خداوند محبت است... بنام محبت



برای داشتنت حاضرم هر کاری بکنم..
مثلا "
یکی از بهترین بنده های خدا بشم..!
البته دو قدم ما..
بیست قدم " خدا " با مهربانی تمام.

توکل بر خدای عشق..



غروب جمعه شده بی تو روزهای دلم ..

جمعه, ۲۴ آبان ۱۳۹۲، ۱۱:۰۰ ق.ظ

 

ماجرای عاشورا که تمام شد ، شب آب آزاد شد ؛

 

یعنی به بچه های زهـــــــرا(س) اجازه دادند از مهریه ی مـــــادرشان

سهمی داشته باشند.

 

آن ها ولی یادشان می افتاد به 

عبـــــاس (ع) که رفت برای آب و برنگشت ،

به علی اکبــــــر (ع) که از میدان برگشت و از پدرش آب خواست ،

به علی اصغــــر (ع) که بدون آن تیر هم کارش تمام بود ،

به خود ِ حسیـــــــــن(ع) که تشنه شهید شد.

 

خیلی ها با لب های خشک و ترک خورده و گلو های عطشان ،

فقط به کاسه ای آب نگاه کردند آن شب.

 

**

منتخب از کتاب فصل عاشقی نوشته مهدی قزلی

**

 

هـــــــزار جمعه گذشت و نقاب نگشودی 

به جان فاطمــــــــــه این جمعه بی نقاب ، بیا 

مباد آنکه بیایی و مرده باشم من

شتاب کن که اجل می کند شتاب ، بیا 

گذشت عمر و ندیدم تو را به بیداری 

کرامتی کن و امشب مرا به خواب ، بیا 

به کوچه کوچه شهرم ز خون دل همه شب 

برای آمدنت ریختم گلاب ، بیا

گناه من ره دیدار بسته بر رویت 

تو بهر دیدن من از ره ثواب ، بیا 

غروب جمعه شده بی تو روزهای دلم 

به صبح جمعه من همچو آفتـــاب ،بیا 

به دردهای به حیدر نگفته ی زهــــــرا(س)

به ناله های سحرگاه ابوتراب ، بیا 

به سینه ای که شکست از سُمّ ستور، قسم 

به صورتی که شد از خون سر خضاب ، بیا...

**

امان از دل زینـــــــب(س)...

آهــــ...

نظرات (۷)

۲۵ آبان ۹۲ ، ۲۰:۲۲ و خدایی که در این نزدیکیست
شتاب کن که اجل شتاب میکند...
....
چقدر این بیت زیبا بود:
گناه من ره دیدار بسته برویت...


شعر وکامل گذاشتی؟؟یا ادامه داره؟
پاسخ:
تو بهر دیدن من از ره ثواب بیا...

بله کامل بود بانو
۲۵ آبان ۹۲ ، ۱۹:۰۱ مجنونـــــ
آهـــــ...
پاسخ:
:'( 

آهـــــ... 

آهـــــ...

امان از دل زینب :(

سلام لیلیا ، دلم برای تو و پستات تنگ شده بود!
به حق صاحب این روز عزیز دعا میکنم که خدا عزاداری همه ما رو قبول کنه  حتی به قدر سرسوزنی!
التماس دعا
پاسخ:
امان از دل ِ زینـــــــــب(س)...

آخ  زینـــــــــب(س)...


سلام مژگان عزیز 

کجایی دختر؟ حالت چطوره؟


لطف داری مژگان جون 

(خجالت)


انشالله که مورد قبول حق واقع میشه... 

و 

محتاجیم به دعا...

ممنون که اومدی. 


یا زهـــــــرا(س)...
۲۵ آبان ۹۲ ، ۱۰:۵۷ مجنونـــــ
امان از دل زینـــــــب(س)...

زینب جان...
شرمنده ایم که بهای حسینی شدن ما بی حسین شدن تو بود و شرمنده تر آنکه تو بی حسین شدی و ما هنوز مهدوی نشدیم...
پاسخ:

آهـــــ...

آخ زینــــــب(س)...


" یا زینــــــب! " گفت ، وقتی افتاد حسیــــــــن

" زینــــــب ! زینــــــب ! " گفت و جــــــان داد حسیــــــــن

حتی نگذاشت تا که تنــــها برود 

با او سر خویش را فرستاد حسیــــــــن...



شرمنده ایم زینـــب جان...



+شعر از جلیل صفربیگی
خاطره ای شنیدنی از زبان مادر شهید.
http://monavar.net/%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C/2292
http://monavar.net/
پاسخ:
شهدا زنده اند و ما......


متشکرم.
سلام

صبر ...

سلام علی قلب زینب الصبور

الان باید رفت و خواند وقایع بعد از عاشورا و اینکه حضرت زینب(س) چگونه با اون همه مصائب وظیفه خود را انجام داد.

ان شاالله که ما هم بتونیم وظایف خود را به درستی انجام دهیم.
پاسخ:
سلام 


امان از دل زینــــب(ع)...


انشالله.
۲۴ آبان ۹۲ ، ۱۶:۵۷ و خدایی که در این نزدیکیست
شب دومی که زینب حسین نداره...

و چقدر غمناک و درد آوره.....
پاسخ:
اوهوم...

امان از دلِ زینــــــــــب(س)...

آخ زینـــــــــــب(س)...

:'(

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">