خداوند محبت است... بنام محبت

خداوند محبت است... بنام محبت


از روضه های شما
یک چیز مرا خیلی
میسوزاند!
آن هم مهربانی شماست..
این همه روضه برای مهربان ترین!

تکرار قصه در و مـــــادر..

پنجشنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۲، ۰۹:۳۵ ق.ظ

امام حسیـــــــــن(ع) تا وقتی زنده بود و تا جایی که توان داشت ،

 

نگذاشت به جسد یارانش بی حرمتی شود .

نگذاشت سرشان را جدا کنند ،

نگذاشت لباس شان را غارت کنند ،

نگذاشت تن و بدن آن ها زیر سُمّ اسب ها بماند.

جمع شان کرده بود یک جا کنار هم و مواظب شان بود.

 

عصر عاشورا وقتی خودش تنهــــــــا شد و مردانه جنگید ،

شهید که شد اما کسی نبود مواظبش باشد.

به جسدش بی حرمتی شد ، سرش را از تنش جدا کردند ،

لباس هایش را غارت کردند.

به همین ها هم راضی نشدند ،به اسب ها نعل تازه زدند و جسد را لگدکوب کردند.

 

**

هر کشته ای را به نشانه ای می شناسند.

به صورتش یا اگر سر نداشته باشد ، از لباسش یا از نشانه ای دیگر.

حسیـــــــــــــن(ع) اما سر در بدن نداشت ،

لباسش را غارت کرده بودند ،حتی لباس کهنه ای که زیر لباس هایش پوشیده بود.

انگشترش را هم برده بودند.

 

حالا فقط حسیــــــــــن(ع) را کسی می توانست بشناسد

که یک عمــــــــــر عاشقانه دوستش داشته باشد ؛ 

مثل زیــــــــــــــنب(س)

 

**

منتخب از کتاب فصل عاشقی نوشته مهدی قزلی 

 

با داغ مادرش غم دختر شروع شد

او هر چه  درد  دید از آن  در  شروع شد

مــــادر که به او پیرهن کهنه را سپرد

دلشوره های زخمی خواهر شروع شد

باور نداشت آتش این اتفاق را

تا عصر روز حادثه باور شروع شد

 

جمعه حدود ساعت سه بین قتلگاه

تکرار قصه در و مـــــادر شروع شد

اینجا به جای میخ در و قامتی کبود...

آهـــ.......

این بار جنگ خنجر و حنجر شروع شد...

زیــــنب بلنـــــد گریه کن اینجا مدینه نیست

حالا که سوگواری حیدر شروع شد

 

نه باورم نمی شود این سطر ناحیه

والشمر جالس ... سر و خنجر شروع شد

میخواستم تمام کنم شعر را نشد

یک غم تمام شد ، غم دیگر شروع شد

خورشید روی نیزه شد و آسمان گرفت

زیــــــــنب گریست ، خنده ی لشکر شروع شد

**

دریافت
حجم: 5.83 مگابایت
توضیحات: مثل من اطراف عشقت انبوه لشکر ندیدی


نظرات (۶)

:'(

بابت مداحی ممنونم :(
پاسخ:
:'( 


التماس دعا مژگان عزیز
۲۵ آبان ۹۲ ، ۱۱:۰۱ مجنونـــــ
کسی چه میداند؟؟؟
شاید یاسین،قلب قرآن همان یا حسین باشد اما بی سر...
پاسخ:
آخی... 

چه قشنگــــ  بود...


:'( 


۲۴ آبان ۹۲ ، ۰۰:۰۹ وخدایی که دراین نزدیکیست
سلام بانو...

قبول باشه...

.....
پاسخ:
سلام...


هعی...


خدا قبول کنه

عزاداری های تو هم قبول باشه ...
۲۳ آبان ۹۲ ، ۲۱:۵۹ مجنونـــــ...
آهـــــ...
پاسخ:

:'(


آهـــــ...

آهـــــ...
۲۳ آبان ۹۲ ، ۲۰:۴۶ مرتضی زاده

ضمن عرض سلام خدمت همه دوستان و همکاران گرامی :

بعد از یک وقفه ی طولانی وبلاگ طبیب دل   

به سایت شخصی علی محمد مرتضی زاده ( طبیب دل )

 با طراحی زیبا و حرفه ای تبدیل شد .

ان شاء الله بتوانم با استعانت ازخداوند متعال و  همراهی شما عزیزان

 اوقات خوشی را برای شما بزرگواران در این سایت به ارمغان آورم .

منتظر نظرات ، پیشنهادات و انتقادات سازنده شما هستم .

با تشکر مدیر سایت : علی محمد مرتضی زاده

www.mortezazade.ir

 

پاسخ:
سلام
۲۳ آبان ۹۲ ، ۱۶:۵۶ آلـــــــــــــــــــــونک
یا حسین ابن علی

فقط خدا رحمی کند . . . 
پاسخ:

امان از دل ِ زینـــــــــب(س)...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">