خداوند محبت است... بنام محبت

خداوند محبت است... بنام محبت

امسال بیشتر از پارسال
عاشقت هستم..
فالله خیر حافظا" و
هو ارحم الراحمین..
:)

مهربان ی در آتش : مهربان ی زیر ِ سُم اسب ها

پنجشنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۵، ۱۰:۵۰ ب.ظ

روزی که با هم ازدواج کردند پیامبر صل الله علیه و آله اومد وظایف رو براشون گفت

علی جان کارهای بیرون از منزل با شما ، زهرا جان کارهای داخل منزل با شما 

.

.

.

.

چند سال بعد برعکس شد 

نمیدونم دشمنان چیکار کردن با این زندگی 

که امیرمومنان علیه السلام رو خونه نشین کردند 

و حضرت زهراء سلام الله علیها میرفت در خونه ی اصحاب... 

میگفت شما که غدیر بودین چی شد که علی رو تنها گذاشتین 

بماند که بعضی از این اصحاب در رو ، رو به حضرت زهراء سلام الله علیها باز نکردند...

.

.

.

.

وقتی اون نانجیب خواست گزارش بنویسه به معاویه 

گفت امیر در خونه ی زهراء آتیشی به پا کردم و چنان لگدی...

به در زدم که...

صدای شکسته شدن استخوان های قفسه ی سینه ی زهراء رو شنیدم...

:"( 

.

.

.

.

کربلا ده تا اسب سوار با نعل های تازه

روی بدن امام حسین علیه السلام تاختند... 

و صدای شکسته شدن استخوان های حسین علیه السلام را 

انگار کسی جز دلِ زینب نشنید...

 

نظرات (۱)

:(((
پاسخ:

التماس دعا

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">