خداوند محبت است... بنام محبت

خداوند محبت است... بنام محبت

برای عاشقت بودن..
توکلم به خداست..
فالله خیر حافظا" و
هو ارحم الراحمین..

اعتماد برای تلاش در وفاداری

سه شنبه, ۲۷ مهر ۱۳۹۵، ۰۲:۰۹ ب.ظ

اولین بار که خواستم پامو بزارم خونه ی شهید معماریان رو هنوز یادمه. 

در که باز شد و رفتم داخل پذیرایی اولین نفر بودم هنوز کسی نیامده بود. 

اینقدر حالم بد بود که زود رسیده بودم خونه ی شهید

 

تو سکوت ِ حاکم در اتاق داشتم به 

 عکس روی طاقچه ی شهید معماریان نگاه میکردم و حرف میزدم

و می گفتم من به شما اعتماد کردم 

که اومدم خونتون ، و توی جمعی که نمیدونم چه طوریه قرار گرفتم. 

من زندگیم رو میخوام.. 

و چون نمیدونم این جمع چه جوریه 

نمیخوام خدای نکرده کسی از من خوشش بیاد! * 

یا زبونم لال من از کسی غیر از زندگیم خوشم بیاد! **

  زندگیم رو میخوام.. 

 

خلاصه که این حرفا همیشه بوده و هست 

گلزار میخوام برم اینا رو به شهداء میگم

راهیان میخوام برم اینا رو به شهداء میگم 

دانشگاه میرفتم اینا رو به شهداء میگفتم به اون شهید گمنام که همون اول اومد به دانشگاه 

نت هم که میام قرآن کنار دستمه. 

هر جا میخوام برم و هر کار میخوام بکنم با اعتمادِ به خدا و توسل به قرآن و اهل بیت اش علیه السلام و شهداء

.

.

.

.

سخته به چنین عشق و علاقه ای تهمت بزنن

نه اینکه من این عشق و علاقه رو از خودم داشته باشم نه همه اش از خداست..

 

سخته که آدمی باشی که آب هم میخوری بغض گلوتو بگیره و دلت تنگ بشه..  

سخته به چنین عشق و علاقه ای تهمت بزنن 

.

.

.

 . 

اما جواب ِ این عشق با خداست.. 

جوابش وصال ِ 

وصال.. 

 

* نه اینکه من خیلی خوب باشم ، این حرفا رو شهداء میدونن که به خاطر ِ این میگم که تلاشم بر وفاداری با تمام وجودِ 

** اینم گفتم چون ما آدما نمیتونیم به خودمون مطمئن باشیم چون ما هر چی داریم از خداست.

اگه به خودمون مطمئن باشیم زمین میخوریم. 

 

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">