خداوند محبت است... بنام محبت

خداوند محبت است... بنام محبت

سحرگاه با صدای شیرینت ، بیدار میشم.. : اینقدر شیرین که..

با زل زدن به چشمات ، سحری میخورم.. : اینقدر زیبا که..

پشت سرت که نه ، کنارت نماز میخونم.. :) : اینقدر خوشحال که..

میشینم و به قرآن خوندنت گوش میدم ، دلم غنج میره.. : اینقدر دوست داشتنی که..

روزه ام رو با عطر تو باز میکنم ، با نفس_ عاشقت..
قبول باشه هم دم..

(قلب قلب)
" وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ "

همه ی کربلا رفته ها آبرومند نیستند.

شنبه, ۱ آبان ۱۳۹۵، ۰۱:۳۰ ب.ظ

 

آنجا که در هشت ساعتی کربلا 

یک اتوبوس به سمت کربلا رفت 

یه اتوبوس به سمت ایران برگشت 

نــفهمیدم

که نیت ِ آدم به اندازه ی تلاشش برای انجام شدن مهم ِ و بلکه بیشتر حتا.

 

ولی حالا که سالهاست میگذره 

یادم می آید که آن موقع ها با اینکه نوجوان بودم 

بدم نمی آمد همه بگویند او را میبینی کربلا رفته است. 

نمیدانم آن موقع کربلا رفتن کلاس داشت یا افتخار یا الآن که هر که را میبینی ازت میپرسه وا هنوز کربلا نرفتی ، شاید آبرو هم دارد. 

 

ولی بنظرم برخی زائرهای حسین علیه السلام 

یادشان می رود یک چیز را با خود از حرم حسین علیه السلام و آقا قمر بنی هاشم بیاورند! 

آن هم جوانمردی است... 

 یادشان میرود لااقل قد ِ یک جو از صفات ِخوب مهربان ارباب با خودشان برای خودشان چیزی بیاورند. 

 

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">