خداوند محبت است... بنام محبت

خداوند محبت است... بنام محبت

سحرگاه با صدای شیرینت ، بیدار میشم.. : اینقدر شیرین که..

با زل زدن به چشمات ، سحری میخورم.. : اینقدر زیبا که..

پشت سرت که نه ، کنارت نماز میخونم.. :) : اینقدر خوشحال که..

میشینم و به قرآن خوندنت گوش میدم ، دلم غنج میره.. : اینقدر دوست داشتنی که..

روزه ام رو با عطر تو باز میکنم ، با نفس_ عاشقت..
قبول باشه هم دم..

(قلب قلب)
" وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ "

به آن روزها که حسین بود *

پنجشنبه, ۶ آبان ۱۳۹۵، ۱۱:۱۵ ق.ظ

 

زن ِ شامی گفت : 

اگه راستی میگی زینبی ، پس حسین کجاست ؟

 

من شنیدم این دو هیچوقت از هم جدا نمی شوند 

زینب گفت : 

اون سرِ آویزان به دارالاماره 

حسین ِ من است.. 

 

 

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۵/۰۸/۰۶
مهربان اربابـــــ ...

السلام علی الحسین(ع)...

یازینب(س).

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">