خداوند محبت است... بنام محبت

خداوند محبت است... بنام محبت

برای عاشقت بودن..
توکلم به خداست..
فالله خیر حافظا" و
هو ارحم الراحمین..

کربلا ،

حسین علیه السلام ،

قاسم ابن الحسن علیه السلام ،

 

گفت : عمو ، علی اکبر رفت به میدان 

منم میخوام برم... 

 

عمو و برادر زاده 

اینقدر تو بغل هم گریه کردند تا هر دو رو زمین افتادند... 

 

حسین علیه السلام چه کند 

علی اکبر پاره ی تنش بود 

و قاسم یادگار ِ برادرش  

 

پاره ی تنش را که پاره پاره کردند... عربا" عربا"

یادگار برادرش را هم 

مثل مادرش زهــراء سلام الله علیها... 

مثل برادرش حسن علیه السلام... 

.

.

.

.

حسین علیه السلام دوباره شنید استخوان هایم شکست... :'(

حسین علیه السلام دوباره دید بدن رو سنگ بارون می کنند... :'(

 

 

 

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">