خداوند محبت است... بنام محبت

خداوند محبت است... بنام محبت

سحرگاه با صدای شیرینت ، بیدار میشم.. : اینقدر شیرین که..

با زل زدن به چشمات ، سحری میخورم.. : اینقدر زیبا که..

پشت سرت که نه ، کنارت نماز میخونم.. :) : اینقدر خوشحال که..

میشینم و به قرآن خوندنت گوش میدم ، دلم غنج میره.. : اینقدر دوست داشتنی که..

روزه ام رو با عطر تو باز میکنم ، با نفس_ عاشقت..
قبول باشه هم دم..

(قلب قلب)
" وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ "

 

لازم باشه 

وسط همه ی مشکلاتو شرایط بد و سخت 

یه قبر می کنم

و با تو حرف میزنم خدا...

تا بیرون از قبر محکم باشیم و 

کم نیاریم 

و 

موفق بشیم..

 

* قبری که شهداء تو جبهه ها میکندن و نیمه های شب میرفتن داخلش تا

با تو راز و نیاز کنن

امروز سجاده ی ماست توی خونمون

سجاده ی گفتگو با تو خدا 

هنوزم جنگ برپاست...

من زندگیم رو از تو میخوام خدا..

فقط از تو 

 

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">