خداوند محبت است... بنام محبت

خداوند محبت است... بنام محبت


از روضه های شما
یک چیز مرا خیلی
میسوزاند!
آن هم مهربانی شماست..
این همه روضه برای مهربان ترین!

یک‌ کف‌ دست‌ خاک‌ ...

چهارشنبه, ۴ دی ۱۳۹۲، ۱۱:۰۸ ب.ظ


سر تا پای‌ خودم‌ را که‌ خلاصه‌ می‌کنم،

                                       می‌شوم‌ قد یک‌ کف‌ دست‌ خاک‌ ...

                                                     که‌ ممکن‌ بود

یک‌ تکه‌ آجر باشد توی‌ دیوار یک‌ خانه،

یا یک‌ قلوه‌ سنگ‌ روی‌ شانه‌ یک‌ کوه،

یا مشتی‌ سنگ‌ریزه ، ته‌ ته‌ اقیانوس؛

یا حتی‌ خاک‌ یک‌ گلدان‌ باشد؛ خاک‌ همین‌ گلدان‌ پشت‌ پنجره.

*

یک‌ کف‌ دست‌ خاک‌ ممکن‌ است‌ هیچ‌ وقت، هیچ‌ اسمی‌ نداشته‌ باشد

و تا همیشه، خاک‌ باقی‌ بماند، فقط‌ خاک.
اما حالا یک‌ کف‌ دست‌ خاک‌ وجود دارد که‌ خدا به‌ او اجازه‌ داده‌ نفس‌ بکشد،

ببیند، بشنود، بفهمد، جان‌ داشته‌ باشد.

یک‌ مشت‌ خاک‌ که‌ اجازه‌ دارد عاشق‌ بشود، انتخاب‌ کند، عوض‌ بشود، تغییر کند.

*

وای، خدای‌ بزرگ! من‌ چقدر خوشبختم.

من‌ همان‌ خاک‌ انتخاب‌ شده‌ هستم. همان‌ خاکی‌ که‌ با بقیه‌ خاک‌ها فرق‌ می‌کند.

من‌ آن‌ خاکی‌ هستم‌ که‌ توی‌ دست‌های‌ خدا ورزیده‌ شده‌ام‌

و خدا از نفسش‌ در آن‌ دمیده. من‌ آن‌ خاک‌ قیمتی‌ام.

حالا می‌فهمم‌ چرا فرشته‌ها آن‌قدر حسودی شان‌ شد.

*

اما اگر این‌ خاک، این‌ خاک‌ برگزیده، خاکی‌ که‌ اسم‌ دارد،

قشنگ‌ترین‌ اسم‌ دنیا را، خاکی‌ که‌ نور چشمی‌ و عزیز دُردانه‌ خداست.

اگر نتواند تغییر کند، اگر عوض‌ نشود، اگر انتخاب‌ نکند،

اگر همین‌ طور خاک‌ باقی‌ بماند،

اگر آن‌ آخر که‌ قرار است‌ برگردد و خود ِ جدیدش‌ را تحویل‌ خدا بدهد،

سرش‌ را بیندازد پایین‌ و بگوید: یا لَیتَنی‌ کُنت‌ تُراباً. بگوید: ای‌ کاش‌ خاک‌ بودم...

این‌ وحشتناک‌ترین‌ جمله‌ای‌ است‌ که‌ یک‌ آدم‌ می‌تواند بگوید.

یعنی‌ این‌ که‌ حتی‌ نتوانسته‌ خاک‌ باشد، چه‌ برسد به‌ آدم! یعنی‌ این‌ که...

            خدایا دستمان‌ را بگیر و نیاور آن‌ روزی‌ را که‌ هیچ‌ آدمی‌ چنین‌ بگوید.

 

نوشته ی عرفان نظر آهاری 

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۱۰/۰۴
مهربان اربابـــــ ...

خاک.

مکالمه ی ساده با خدا.

:'(

خدا.

نظرات (۶)

۱۲ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۳:۴۶ کامیار محبوب
درود و صد باریکلا به شما هموطن عزیزم خیلی از مطلب خاک لذت بردم.تندرست و خشنود باشید در پناه اهورا مزدا

پاسخ:

سلام ، خوش آمدید به یک سبد سیبــ 


تشکر 

سلام....
ممنون از این که سر زدی....
چرا نظتون رو خصصی گذاشتید...بهتر نبود بقیه هم ازش استفاده می کردند..
پاسخ:
سلام

خواهش میکنم

گفتم شاید نوشته ام برای بقیه جذابیتی نداشته باشه.

و چون گفتید منتظر نوشته هایی هستید که خود ِ ما بنویسیم ،

 یوسف زهرا(س) رو گذاشتم.
۰۴ دی ۹۲ ، ۲۳:۳۶ مریم حیدری
فدای ذهنت این که هیچی...

من... الان خصوصی بهت میگم هههههههههه

فک کردی من یادم میره؟؟؟؟؟
پاسخ:

ذهنم!


چی رو یادت میره ؟

نه دلنامه ات رو یادت نمیره... میدونم...

۰۴ دی ۹۲ ، ۲۳:۳۱ مریم حیدری
هنرمند ;) 

خب الان من کیم؟؟؟اگه درستشو بگی جایزه داری  :)
پاسخ:

تو

مریمی ِ خدا

دلنامه...

یادش بخیر...

۰۴ دی ۹۲ ، ۲۳:۲۵ مریم حیدری
آره دارم متنشو :)
 ی گل خشک هم گذاشتم کنار متنش :))

پس معلومه هنوز حافظه ات فعالِ (بذار آیکون چشمک)

پاسخ:

گل خشک...

حافظه ام...

نه اونقدرا... گاهی اسم خودمم یادم میره...


اینم آیکون چشمک خندون ;-)

اینم آیکون چشمک غمگین ;-(

۰۴ دی ۹۲ ، ۲۳:۱۵ مریم حیدری
آفرین چه انتخابی بدلم نشست

میدونی یاد اون نوشته افتادم "من همان خاک خوشبختم..."
:)
این از کی بود؟؟؟
پاسخ:
خداروشکر...


من همان خاک خوشبخت...

پس چرا اینقدر از خدا دور هستم...

آره تو یک سبد سیب قبلی گذاشته بودمش از خانم عرفان نظر آهاری بود.


ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">