خداوند محبت است... بنام محبت

خداوند محبت است... بنام محبت


ممنونم..

شنبه, ۲۷ آبان ۱۳۹۶، ۱۱:۱۴ ب.ظ

 

بسم رب الحسین...

سلام مهربان ارباب حسین علیه السلام ، سلام..

خواستم حرفی که تو دلم مونده رو بگم آقاجان
بابت همه مجالسی که مادرتون ما رو دعوت کردن
بابت همه اشک های که اجازه ی ریختنشون رو مادرتون داد..
بابت همه دلتنگی هایمان برای تان حسین فاطمه سلام الله علیها..
بابت اجازه برای همه قدم هایی برای هیئت تون برداشتیم..
برای اندوه شما حسین و زینب سلام الله علیها..

حتا بابت نذری هایی که دور از زندگیم جآنم از گلوم بیشتر از چند قاشق همونم به سختی پایین رفت..

بابت کربلایی که نطلبیدی و منتظرمون گذاشتی
بابت همه چی ممنونم مهربان ارباب..
بابت همه چی از مادرتان فاطمه سلام الله علیها ممنونم..

این هایی که گفتم همه شان نعمت اند!
و نعمت دیدنشان سخت است گاهی مثلا" وقتی خیلی دلتنگ کربلاییم و خیلی منتظر و نمی طلبی ، ولی باز هم میگویم نعمت است...

بابت همه چی ممنونم اما
میدانی مهربان ارباب...
ایمان ها عوض شده
بعضی مان خیلی مغرور شدیم
همه ی این نعمت ها را از خودمان میدانیم یا از شما میدانیم و با افتخار به دیگران فخرش رو میفروشیم..
و این عین راه ضلالت است...

بگذریم مهربان ارباب حرف زیاد است
دیگه یاد گرفتم ظلم زیر خیمه ی شما را به پای شما ننویسم!
ولی مهربان ارباب این محرم و صفر هم گذشت
ما را کربلا نبردی
اسم ما را بعضی با ایمان ها ، بعضی کربلا رفته ها، جامانده گذاشتن...

به نقطه ای رسیده بودم از درد که به مادرتان گفتم
اصلا" کربلا رفتن ارزشی دارد؟ وقتی برایش اینهمه دل بشکنند زجر بکشیم حرف بشنویم
اصلا" ما کربلا نخواستیم...

ما از راه تو جا ماندیم نه از تو مهربان ارباب...


ان شاءالله که آخرین محرم و صفر مان نباشد.

 

نظرات (۱)

ان شاالله..
پاسخ:

ان شاءالله.. :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">