خداوند محبت است... بنام محبت

خداوند محبت است... بنام محبت


و این برای آنست که بدانید خداوند حق است...

جمعه, ۲۴ آذر ۱۳۹۶، ۰۱:۳۸ ب.ظ

  

+ باهم بودیم که

در گوش ات پچ پچ کرد...

پر از حسادت... 

 

+کمی جلوتر که اومدیم 

باهم بودیم و 

او

روی ویلچر بود 

پر از کینه و حسادت و بدخواهی.

همینطور که روی ویلچر نشسته بود

بازم به هر طریقی سعی میکرد 

و میخواست جلوی منو بگیره که 

با هم نباشیم 

که تو بی تفاوت باشی

و من دلگیر ازت 

همینطور که تو داشتی میرفتی  

جلوی منو گرفته بود

و خدا خدا میکردم و میگفتم یا حضرت زهراء سلام الله علیها مادر کمک...

 

حتا روی ویلچر هم دستش بهم نرسید

دستش ازم کوتاه شد.

 

+ الحمدالله الحمدالله

 

+ ما با هم..

و او روی ویلچر بودن و نبودنش را خودش با اعمالش انتخاب میکند!

 

+پشیمان شوید قبل از آنکه دیر شود!

  

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">