خداوند محبت است... بنام محبت

خداوند محبت است... بنام محبت


از روضه های شما
یک چیز مرا خیلی
میسوزاند!
آن هم مهربانی شماست..
این همه روضه برای مهربان ترین!

در مسیر بندگی...

دوشنبه, ۱۸ فروردين ۱۳۹۳، ۰۴:۲۲ ب.ظ

  

 این پایین ، یعنی در زمین ، ابرها می باریدند و باد می وزید.

خورشید می تابید و کوه از درون می جوشید. پرندگان ، خزندگان ، چرندگان ،درختان و تمامی جنبندگان ، همه و همه هر یک به زبان خویش مشغول عبادت خداوند بودند. آن بالا در عرش برین ،فرشتگان هم گرم تسبیح و تقدیس خداوند بودند. ملائک نور می بردند و نور می آوردند... همه چیز برقرار و بر دوام بود...

ناگاه صدای صور ِ فرشته مقرّب خداوند ، اسرافیل همه ملائک را به عرش فراخواند. آسمان و زمین پر شده بود از صدای بال فرشتگانی که با شتاب خود را به عرش الهی می رساندند.

در عرش ول وله ای برپا شده بود. فرشتگان با هم نجوا می کردند:

این چه خبری است که خداوند برای آن تمامی ملائک را به عرش خود فرا خوانده است؟

فرشتگان صف به صف ایستادند و پیش تر از همه ابلیس – که از جنّیان مقرّب درگاه خداوند شده بود- با کجنکاوی ِ بسیار ، نجوای فرشتگان را می شنید و آتش کنجکاویش هر دم شعله ور تر می شد.

ابلیس می شنید که بعضی ملائک به هم می گفتند : خداوند موجودی با دست های خویش آفریده و بسیار عزیزش می دارد.

بعضی دیگر می گفتند: خداوند از خاک زمین جانشین خود را آفریده است و برآن است تا مقام خلیفه الهی خود را نه به ملائک ، که به این موجود اعطا کند...

ناگهان ندایی نورانی تمام عرش را فرا گرفت : « فتبارک الله احسن الخالقین ؛ پس آفرین بر آفریدگار ِ نیکوترین آفریده».

سکوتی ژرف همه جا را فرا گرفت. مُلک و ملکوت مبهوت خطاب  پروردگار شدند.همه به حرکات آدم که اینک به سجده افتاده بود خیره مانده بودند. ملائک در نمی یافتند که چرا آفریدگار برای پدید آوردن چنین موجود زبونی بر خود مباهات می کند. موجودی چون سایر جانداران زمینی و البته نه ، بلکه پست تر از آنها. که نه مویی بر بدن داشت که او را در مقابل سرما حفظ کند و نه دندان تیزی که بتواند از جان خود دفاع کند و نه حتی بالی برای پرواز.

همگان همچنان مبهوت خلقت آدم بودند که ناگاه خداوند فرمود:

« این جانشین من بر روی زمین است . پس بر مقام جانشین من سجده کنید.»

فرشتگان که گمان می کردند از آدم برترند ، با زاری به درگاه خداوند گفتند: خدایا ، پروردگارا آیا می خواهی کسی را به جانشینی خود برگزینی که جز خون ریزی و گناه کاری نمی کند؟

فرشته ای دیگر گفت: ای خدای مهربان ، ما فرشتگان سال هاست که همیشه و هر زمان در حال عبادت و تسبیح و تقدیس تو هستیم چرا یکی از ما را به جانشینی خود برنمی گزینی؟

اندک اندک نجواها رو به فزونی نهاد و هر یک از ملائک به فراخور مقامی که در عرش نزد خداوند داشتند سخنی در اعتراض به مقام خلیفه الهی آدم به بیان آوردند.

خداوند مهربان در پاسخ به آن ها فرمود : من از حقایقی خبر دارم که شما از آن بی اطلاعید. من چیزهای می دانم که شما نمی دانید...

سکوت ، عرش الهی را فرا گرفت و ملائک غرق در اندیشه این کلام الهی شدند.

آنگاه خداوند حکیم ، اشیاء و  موجوداتی را به فرشتگان نشان داد و به انان فرمود: « اگر شما شایستگی و استعداد ِ نمایندگی من بر روی زمین را دارید ، نام و اسرار این ها را بیان کنید»

فرشتگان مبهوت شدند و از پاسخ این سوال شگفت عاجز ماندند.پس با تضرع به خدای مهربان گفتند: « خدایا تو پاک و منزهی .

ما چیزی جز آنچه تو به ما آموخته ای نمی دانیم. در این هنگام خداوند به آدم فرمود تا ملائک را از این اسما و اسرار آگاه سازد و او نیز تمامی اسرار را بی کم و کاست بیان کرد. و این چنین بود که اولین حلقه اتصال آسمان و زمین آفریده شد. تمامی فرشتگان در مقابل انسان به سجده افتادند و آدم جانشین خداوند شد.  ( سوره بقره آیات 29الی 32)

 

قــــــــدری تامــــــــّل

  1. دنیا برای ما آفریده شده ، نه ما برای دنیا. پس دنیا را  فدای خود کنیم ، نه خود را فدای دنیا!
  2. خداوند همه انسان ها را با استعداد و با ارزش آفرید . پس همه ظرفیت و قابیلت جانشینی خداوند را دارند ، اما همه جانشین او نیستند.
  3. همه هستی برای ما آفریده شد ، پس ارزش خود را بدانیم و خود را بشناسیم.
  4. در مسیر بندگی هر کجا که فهمیدیم اشتباهی کرده ایم ، باید بی درنگ بایستیم ، اقرار به اشتباه کنیم ، عذر بخواهیم و به مسیر صحیح بازگردیم.اگر چنین نکنیم گمراه و گمراه تر خواهیم شد.

 

 

*منتخب از کتاب باران ؛ دفتر اول قصه ی آدم ، نوشته ی حسین کاظمی

نظرات (۴۱)

سلام 
بسیار عالی
"""فاطمیون"""
منتظرته-ب روزیم 
eheyat.blog.ir
پاسخ:
سلام

تشکر

میرسم خدمتتون

دنیا گذراست ...
پاسخ:
بعله

ان شاءالله که خوب بگذره.

:)
پاسخ:
چه خووووب!

خیلی ممنون

خدا خیرت بده

میام حتما"

:)
۱۹ فروردين ۹۳ ، ۲۰:۱۲ محمدرضا محمودی
سلام.
این متن رو خودتون از کتاب نوشتید؟
اگه براتون امکان داره ی عکس از جلد کتاب هم برامون بزارید.
ممنون.
پاسخ:
سلام...

:)

بله از روی کتاب نوشتم ،

باشه چشم ،

بفرمایید

http://bayanbox.ir/id/7668568379685567662

خواهش میشه

:)

خانم دلانه و خانم حیدری همدیگر رو نزنید منم قول میدم الان از کنار حرم دعاگوتون باشم

یاحق:))
پاسخ:

سلام

زیارتتون قبول

شما کنار حرم ، نت چه کار می کنید!


التماس دعا :)
ﺳﻪ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻨﻨﺪ:

ﻣﺎﺩﺭﻡ، ﺍﻧﻌﮑﺎﺱ ﺗﺼﻮﯾﺮﺵ ﺩﺭ ﺁﯾﻨﻪ ﻭ ﺳﺎﯾﻪ ﺍﺵ

پاسخ:
؟؟؟

++
پاسخ:
:)
۱۹ فروردين ۹۳ ، ۰۰:۰۵ باید مراقب بود...

سلام

مثل همیشه حتما زیبا نوشته ای ...

در اولین فرصت حتما میخونم

 

پاسخ:
سلام

ممنونم ، لطف داری خواهری اما خب نوشته ی من نیست

ممنون :)
بابت کامنت :)
اما متن من دوست ندارم بخونم
قلمکن فیضان دار
پاسخ:
کدوم کامنت؟ :)


چرا ؟

تشکر


خواهری واقعا مثل اینکه خانم حیدری داره عصبانی میشه
تا نزده ما رو، ما اعلام کنیم که حزب باد بودیم و چون باد در جهت مخالف ایشون بود ما ناچار بودیم ناچار
خخخخخخخ

جای جناب معتکف خالی
خخخخخخخخ
پاسخ:

آره دیگه عصبانی شد

حزب باد :)

نخیرم
حق با منه چون بزرگترم
خخخخخخخخ
فکر کنم اولین خانمی باشم که قبول داره سنش رو
خخخخخخخ
پاسخ:

نه منم قبول دارم سنم رو

:)
۱۸ فروردين ۹۳ ، ۲۳:۳۳ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
فقط مریم...
:)
پاسخ:

oO


:)
۱۸ فروردين ۹۳ ، ۲۳:۳۰ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
حق با منه دیگه...
از همه اتون کوچیکتر منم...
ته تقاریتونم ههههههههههه

یکی از بچه ها هست (میلاد علیدوست) نمیدونم وبش رفتید یانه...
ولی همیشه ته کامنتش  میگه حق با علیست...
یاد اون افتادم...
پاسخ:

بابا ته تقاری

:)


نمیدونم یادم نمیاد رفتم یا نه

خب باشه حق با مریم و معتکف است

:)
۱۸ فروردين ۹۳ ، ۲۳:۲۶ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
ما هرگز بزرگترامونو نمیزینیم...


حالا همه تقصیرا افتاد گردن من....
بابا شماها طرفدار قشر خانما باشید بگید تقصیر جناب معتکف که همون اول زودی نظر گذاشته....
پاسخ:
:)

طرف حقیم!

حق چیه؟
فکر کنم کلا این پست رو حیف کردیم ماااااااا
همه اش تقصیر خانم حیدریه
خخخخ

بعید می دونم مهربون بشناااااااااا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ:

چی بگم والا!


الان مریم ما رو میزنه خواهری
۱۸ فروردين ۹۳ ، ۲۳:۲۰ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
بحث داره به جاهای باریک میکشه....

یه بحث دیگه راه بندازید
پاسخ:

بحثی نیست خواهری


دلانه الان میگیرن من و تو رو میزنن :)
۱۸ فروردين ۹۳ ، ۲۳:۱۷ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
:))

خودت بگو ههههههههه
فرق داره تو سروکله زدن وقتی میگی آدم یاد کتک زدن میافته...
از نظر لغوی فرق داشت


پاسخ:
هیچی فرقی نداره با هم

:)
این زدنه از نوع مجازیش
فکر کن اگه این دوتا دستشون به هم می رسید چه می شد
وااااااااااااای
خخخخخخخخخ
پاسخ:

اونوقت با هم مهربون میشدن!

:)
۱۸ فروردين ۹۳ ، ۲۳:۱۳ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
یچیزی تو مایه های کل کل
پاسخ:

:)

فرق کل کل و تو سر و کله ی نظرات هم زدن چیه اونوخ ؟
۱۸ فروردين ۹۳ ، ۲۳:۱۲ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
نه بابا زدن نیست....

:)

پاسخ:

پس چیه ؟

:)
من که میگم این زدنه!
اصلا جناب معتکف بیان خودشون جوابگو باشن
بین علما اختلاف افتاده
جنااااااااااااااااب معتکف !!!!!!!!!!!!!!!!!!

فکر کنم رفتن زیارت
پاسخ:

اگه زدن نیست ، پس لابد ، محبت ِ از نوع دیگر!

:)

شوخی میکنیم البته.


زیارت بانوی آیینه ها.

ان شاءالله که یه زیارت با معرفت باشه براشون.

و ان شاءالله قسمت همه ی دوستان


۱۸ فروردين ۹۳ ، ۲۳:۰۰ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
نه بابا منو زدن؟
حالا شاید معتکف مارو بزنه ...

عاغا خودش که نیست
خداش که هست بنده خدا کلی هم ماروتحویل میگره مقام اولیشو میده به ما ...
کی مازدیم توسرو کله هم؟

پاسخ:

معتکف تو رو بزنه ؟ مطمئنی؟


اینا که تو سر و کله هم زدن نیست که...

:)

حتما باید یه ظرفی ظروفی بردارید بزنید تو سر من ؟


شوخی میکنم ، خیلی هم بچه های خوبی هستید

سلام
باز ما اومدیم یک سبد سیب و دیدیم این عالیجنابان ( آقای معتکف و خانم حیدری ) دارن سر و کله ی هم می زنن
خخخخخ
بابا یکی اینا رو جدا کنه تو رو خدا
خخخخ
پاسخ:
سلام آبجی

:))

آخ گفتی...

همش تو سر و کله هم میزنن بعد هم میگن نمی زنیم :)

طی فداکاری های طرفین ، بخیر گذشت...

:)

۱۸ فروردين ۹۳ ، ۲۱:۲۴ آلــــــو نــــــک . . .
سلام

عاااااااااااااااااااااااااااالی

+ + + 
پاسخ:

سلام

خداروشکر

تشکر


۱۸ فروردين ۹۳ ، ۱۷:۴۰ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
حالا که خیلی ارار میکنید 
باسه قبول میکنم
:)
پاسخ:

:)
اصلا تابلو نیست خانم حیدری عصبانی اند :))
پاسخ:

:)
۱۸ فروردين ۹۳ ، ۱۷:۳۴ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
نه بابا حق خودشه 
واسه خودتون مبارکتون باشه :)
پاسخ:

:)

حالا ولش کنید خانم حیدری راضی باشند دست از سر ما بردارند اولی باشه مال ایشون
پاسخ:

خانم حیدری راضی شدید؟

:)
نه دیگه باقیشم توی یک چشم به هم زدن خوندم یعنی اصولا تند خوانم و البته میگرم مطلب چیه..

تعریف شد الان نه:)
پاسخ:
پس سرعت خواندن شما و خانم حیدری فرق میکنه :)


آره فکر کنم تعریف شد
۱۸ فروردين ۹۳ ، ۱۷:۲۰ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
:)
پاسخ:
:)
نه تا اونجایی که فرشتگان در جواب خدا عاجز شدند یعنی 98 درصد مطلب


پاسخ:

خب 2 درصد با قیمانده علت اول شدن شما بود!

۱۸ فروردين ۹۳ ، ۱۷:۱۶ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
نه دیگه ادامه اشو اومده خونده

البته که  خوبی از خودمونه
پاسخ:

الان دارید تو سر و کله ی نظرات هم دیگه می زنید؟

:)

اصن همه تون خوب


خداییش خوندم وسطای مطلبم اصلشو گرفتم

رفتم سراغ تامل ها

اینو همه میگن:)
پاسخ:

یعنی فقط نصفشو خوندید؟


۱۸ فروردين ۹۳ ، ۱۷:۰۷ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
نه خداییش جناب معتکف خوندی و نظر گذاشتی؟
خدایی تند میخونی :)

چقدر شما خوبید:)
پاسخ:

:)

خب خانم حیدری این که گریه نداره اصلا مقام اول رو با سخاوتمندی تمام بهتون میدم
پاسخ:
چه فداکاری ها

بچه شیعه باس بخشنده باشه


بفرما مریم خانوم

:)
۱۸ فروردين ۹۳ ، ۱۶:۵۹ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
حالا نه دم ب دقه...
ولی اصولا از متنایی که تو میذاری میفرستم...
کلی هم ذوق مرگ میشن هههههه

آره موافقیم 
ادامه بده یه پست دیگه
پاسخ:

روز به روز

:)


ان شاءالله


۱۸ فروردين ۹۳ ، ۱۶:۵۳ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
من سعی میکنم نمیدونم این جناب معتکف چجوری از من جلو میزنه؟
برم وبشو هک کنم؟
:))

ولی خداییش متن عالیی بود...
الان واسه چندتا از دوستام میفرستم
پاسخ:
خب حتما سوخت ِ جتی که سوار شده ، بهتره ، سوخت پاک!

هک ؟

نه حرکت ِ زشتیه

نرو :)

اگه بچه ها موافق باشند ادامه اشو میزارم

خوش بحال این دوستات ، دم به دقه براشون مطلب میفرستی :)

۱۸ فروردين ۹۳ ، ۱۶:۵۰ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
اه من نمیخوام..
الان گریه میکنم 
پاسخ:
:)))

میتونی تو هم موشک باشی 

گریه؟ Oo

گریه نداره که سعی کن میشه :)
۱۸ فروردين ۹۳ ، ۱۶:۴۶ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
وای مثل همیشه عااااااااااااالی...

فقط یه اشتباه تایپی ملائک رو درست کن :

ابلیس می شنید که بعضی ملادک به هم می گفتند : خداوند موجودی با دست های خویش آفریده و بسیار عزیزش می دارد.


پاسخ:
این کتاب رو پارسال از مقر ِ سد کرخه گرفتم

خیلی برام جالب بود


درستش کردم ، ممنون :)
۱۸ فروردين ۹۳ ، ۱۶:۴۲ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
اولم
پاسخ:
دوم شدی

:)
بسیار عالی

مورد سومی  را بیشتر دقت کنیم
پاسخ:
سلام

ان شاءالله

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">