خداوند محبت است... بنام محبت

خداوند محبت است... بنام محبت


از روضه های شما
یک چیز مرا خیلی
میسوزاند!
آن هم مهربانی شماست..
این همه روضه برای مهربان ترین!

اگر گم شدی از این راه بیا...

جمعه, ۲۲ فروردين ۱۳۹۳، ۰۹:۵۷ ب.ظ

 

 الهی به امید ِ تو

 

 

**

میگفت: یه کاغذ و خودکار بردار خودتو نقاشی کن!

گفتم: خب کشیدم

گفت: چی کشیدی؟

گفتم : مثل همیشه ، یه دختر شبیه خودم!

گفت : پس خودتو نکشیدی...

گفتم : خود ِ واقعی مو نشناختم آره؟

گفت: خود ِ واقعیتو که هنوز شناختی

اما

خودتو یه جا گم کردی ، برگرد پیداش کن... 

گفتم یعی چی؟

گفت: خودت باید بفهمی یعنی چی!

برگشتم...

به خیلی قبل ها...

خیلی قبل ها...

از بچگی تا همین الان ، زیر و رو کردم همه وجودمو ، شاید!

انگار هر روز ، هم پیشرفت بود هم پسرفت

از یه طرف بهتر از قبل ، از یه طرف بدتر از قبل

مهم از اینجا به بعد ِ!

  

حالا...

چشمم که خورد به این جمله:

 

شهادت به آسمان رفتن نیست ، به خود آمدن است...

به خود آمدن...

یادم اومد دنبال شهادت هستم ، اما به خود آمدن...

انگار حواسم نبوده!

  

(همیشه دو تا جمله بوده و هست که خیلی اذیتم میکنه شنیدنش

همیشه سعی کردم طوری رفتار کنم که هیچکس این جملات رو بهم نگه

یکی اینکه : ازت انتظار نداشتم

یکی هم : به خودت بیا...

اما الان با دیدن این جمله خوشحال شدم!)

 

**

 

دیدی بچه ها گم میشن ، بعضی هاشون زود گریه میکنن

بعضی هاشون در حین گریه شجرنامه شونو برات میگن ؛ مامانم کیه بابام کیه...

بعضی از بچه ها هم اصن غمشون نیست... آرامش دارن ، و مطمئنن که مامان و بابا پیداش میکنن هر جور شده.

  

نمیدونم کجا گم شدم ، اما تو گم شدنم یه جور پیدا شدن هم بود....

 

از گم شدنم بالاخره یه نکته ی خیلی خوبی هم یاد گرفتم :

 

  

اگر گم شدی...

می تونی اعتماد کنی...

به

به حضرت ِ مـــادر...

به مهربان اربابـــ....

به اهل بیت...

به شهدا...

 

و مطمئن باشی که پیدات میکنن و رهات نمیکنن...

 

  

تا حالا اگه گم شده بودم و گریه می کردم و ...

از اینجا به بعد دوست دارم این اطمینان رو به قلبم.. بدم و آروم باشم که پیدام میکند ، حضرت ِ مـــادر...

 **

 

حالا که قدم گذاشتیم تو راه بندگی ، شهدا ، قدم به قدم همراهیمون کنید...

شهدا ، شما به خودتون اومدید...

و راه بندگی رو چه قدر قشنگ با عشق قدم برداشتید...

( حتا اگر پا نداشتید ، می دویدید! )

 

تو راه بندگی رفتید ، به خدا هم رسیدید ، و  در این راه ماندگار شدید... ماندگار....

تجربه شدید واسه مایی که گم میشیم این روزا خیلی راحت ، اینقدر راحت که گاهی خودمونم توش میمونیم!

 

شهدا...

راه بندگی با شما زودتر به خدا میرسه... کمکمون کنید... یکم هول مون بدید... یکم...

راستی

یه چیز دیگه هم هست که تو راه بندگی ، باعث میشه قدم هاتو تند تر برداری...

و اونم عشق ِ...

عشق به حضرت ِ مـــــادر...

 

السلام علیک یا فاطـــمه الزهــرا(س)..

 

و روشنایی این راه ؛ مهربان اربابمون حسین(ع)..

 

 

 

نظرات (۲۳)

دلم امروز گواه است کسی می‌آید
حتم دارم خبری هست! گمانم باید...
فال حافظ هم هربار که می‌گیرم باز،
« مژده ای دل که مسیحا! نفسی... » می‌آید...
ماه در دست، به دنبال که این‌گونه زمین
مست، می‌گردد و یک لحظه نمی‌آساید؟!
باید از جاده بپرسم که چرا می‌رقصد،
مستِ موسیقیِ گامی شده باشد شاید!
... گله کم نیست ولی لب ز سخن خواهم بست
اگر آن چهره به لبخند لبی بگشاید...

پاسخ:
:)

بسیار زیبا بود ، ممنون خواهر گلم 


 مقام معظم رهبری:
*برای یک ملت، خسارتی بزرگ است که افراد آن با کتاب سر و کار نداشته باشند و برای یک فرد، توفیق عظیمی است که با کتاب مأنوس و همواره در حال بهره گیری از آن- یعنی آموختن چیزهای تازه- باشد....*
..................................................................
هیئت مجازی کتاب

http://heyateketab.blog.ir/

پاسخ:
++

ان شاءالله امسال بیشتر کتاب بخونیم

آشتی کنیم با کتاب

تشکر

سلام عزیزم...میشه برا استادمم یه فاتحه بخونی؟ممنون
پاسخ:
سلام خواهر گلم

باشه حتما"

خدا رحمتش کنه ، میخونم


سلام
به نظر من تا همین جا هم هوامون رو داشتند وگرنه الله اعلم...
پاسخ:
سلام

بله همینطوره

:)
الهی به امید تو
پاسخ:

:)
با سلام...


http://taknevisi.blog.ir/post/3
پاسخ:
سلام ، خوش آمدید به یک سبد سیبــ


میرسم خدمتتون.

هوالفتاح العلیم


پــروانـه هــا «علی اکبر بقایی»


http://breeze.blog.ir/1393/01/22/Butterflies
پاسخ:
سلام


میرسم خدمتتون

ممنون

با عرض سلام به روزم با حرف دل

امیدوارم با هم فکری و راهنمایی شما

به مطلب جامعی برسیم

یاعلی
پاسخ:
سلام


میرسم خدمتتون

علی یارتون


۲۳ فروردين ۹۳ ، ۱۱:۱۲ آلــــــو نــــــک . . .
هـــــــــــــــــــــــو العزیر . . . 

www.aloonak.blog.ir
پاسخ:
سلام

میرسم خدمتتون


۲۳ فروردين ۹۳ ، ۱۰:۳۱ آلــــــو نــــــک . . .
شهادت اختیار نیست ، انتخاب است . . . 

باید شهید زندگی کرد تا شهید شد . . . /

السلام علیک یا ام الشهداء ///
پاسخ:

اللهم الرزقنا شهادة فی سبیلک.


خیمه نشین فاطمه دلم برات پر میزنه
اسم قشنگت آقا جون هر تپش قلب منه
دلم برای دیدنش می گیره از من بهونه
ندبه می خونم دوباره با اشکای دونه دونه

پاسخ:

قشنگ بود

ممنون

سلام ، خوش آمدید به یک سبد سیبــ

اللهم عجل لولیک الفرج

سلام

تو این تاریکی راه ، دعا کنید گم نشویم

پاسخ:
سلام

نه ان شاءالله گم نمی شویم

چراغ هدایت همه ی ما حسین(ع) است...


۲۳ فروردين ۹۳ ، ۰۰:۴۳ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
میدونی اگه خودتو پیدا کنی عالیه...
اصن همین حسِ پیداشدنِ هم کافیه ...
خوشبحال اونایی که پیدا میشن 
خوشبحال اونایی که از خودشون مطمئنن که اگه پیدا بشن دیگه نمیذارن گم بشن...
هعی...
خوبه که به قلمت ذهنت... اصن بهتر بگم دلت... این کلمه ها خطور کرده...
خوبه که این حسو داری...

پاسخ:

پیدا شدن عالیه...

حسش که بیاد راهشم پیدا میکنی

:)

ولی از خود مطمئن بودن خوب نیست!


هر چی هست لطف ِخودشونه.

از خودم چیزی ندارم.


ممنون آبجی

گم شدن چقدر تلخه.. وقتی میبینی داره بهت ظلم میشه
اما خدا حتی نگاه ت نمیکنه!
راستی چرا خدا پیدام نمیکنه!منم یه گمشده ام..
پاسخ:
سلام


آره  تلخه ؛ مخصوصا" اگه پای ظلم بیاد وسط


مطمئنید خدا نگاه نمیکنه ؟

اگه نگاه نمیکنه ، پس چرا شما همه متن هایی که مینویسی ، از اول تا آخر اسم خدا  توش هست؟!!!

خیلی قشنگ صحبت میکنید با خدا درباره ی همه چی و حتا ظلم ها!

چرا میگید خدا نگاه نمیکنه؟


قبول دارید تو هر گم شدنی ، پیدا شدن و رشد هم هست؟

پیدا میشید :)

ما همه یه جورایی گم شده ایم ،

اما خداوند خودش کمک میکنه اگر دنبال پیدا شدن هستیم ، خودش کمک میکنه پیدا بشیم


سلام بر خانم حیدری کوچک
پاسخ:

خانم حیدری کوچیک جواب بده

۲۲ فروردين ۹۳ ، ۲۳:۴۵ باید مراقب بود...

اوایل من حس پیدا بودن داشتم شدید( بنده مخلص خدا که هیچ ایرادی نداره و ..)

 .. بعد از یه مدتی که دقیقا تاریخش یادم هست یه جورایی خودمو پیدا کردم

تازه اون موقع بود که فهمیدم گم شده بودمو چشام کور و گوش هام نا شنوا بودن ..

و تمام این مدت تو توهم بودم!!

الان هر چی که میگذره دارم حس میکنم .. بیشتر از قبل که دارم پیدا میشم ..

البته هنوز راه زیاده و هنوز نشدم حتی اون حداقلی که باید باشم ..ولی دلم .. گوشم .. چشمم ..

دنبال حرف حسابه .. و همشو مدیون خضرت مادر و مهربان ارباب و شهدا ..

و البته امام رئوف هستم..

سلام  ..

ممنون پستت عالی بود..

کمی تامل ..

پاسخ:
من اون اوایل خیلی قدیم هاااا ، همچین حسی نداشتم ،

ولی واسه رفتن پیش خدا همیشه آماده بودم

نمیدونم چرا!!


اما فهمیدم گم شده بودم ، الان دارم میفهمم

بله هنوز هم فرصت هست...

:)

چی بهتر از حرف حساب؟ :)

اگه دنبالشی بهش میرسی.


ما هم مدیون همه شان هستیم.


سلام سحر جون

خواهش میشود

:)

آره بیچاره خواهرم شده کوزت :)

ان شالله عاقبت بخیر بشه انقدر کمک مامانم میکنه... (البته این دعا رو خودش داره در حق خودش میکنه)
پاسخ:

مریم  جون شده مثل خواهر نداشته ی کوزت

:)



نه بابا عمرا این کوزت باشه 
شاید تناردیه باشه ولی کوزت خودمم باور کن  (مریم)

به به جناب معتکف... 
انقدر حقمو خوردی آبجیم هم به صدا دراومد
پاسخ:

سعی میکنم باور کنم :)


من ؟ منو حق الناس؟ نه نه
پاسخ:

حق الناس ؟!


سلام بر خانم فاطمه بانو ببخشید چی شده دقیقا"
پاسخ:

میگن که حق خواهرشون رو گرفتید!
آره بیچاره خواهرم شده کوزت :)

ان شالله عاقبت بخیر بشه انقدر کمک مامانم میکنه... (البته این دعا رو خودش داره در حق خودش میکنه)
پاسخ:

شایدم خواهر ِ کوزت :)

ان شاءالله


سلام بانوی یک سبد سیب
امیدوارم خوش و سالم باش
هوای خواهریمو داشته باش
خودش میگه همیشه اولین حالا این آقای معتکف چی میگه اینجا؟
حق خواهرمو ازش گرفتن :))
پاسخ:
سلام بر خواهر ِ مریم جون

خوش اومدید به یک سبد سیبــ

:)

ممنونم ، به همچنین

آره یه زمانی مریم همیشه اولین نظرو میزاشت ، الان دیگه همش مهمون داری میکنه! :)

خب معلومه دیگه جناب معتکف اول میشه



و امیدوارم خودم رو بشناسم قدر این گوهر وجودی رو بهتر بدونم ان شاءالله
پاسخ:

ان شاءالله


و باز هم اول شدید ، الان خانم حیدری میاد :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">