خداوند محبت است... بنام محبت

گردان تخریبــ سید الشهدا...

يكشنبه, ۴ خرداد ۱۳۹۳، ۱۲:۰۰ ق.ظ

 

                                                                                                                                                                  عکس : صبحگاه ِ میشداغ 

 

 ... گردان تخریب لشکر ده ،  سیدالشهداء  علیه‌السلام طی 6 سال حضور مداوم خود در دفاع مقدس

، نقش تعیین کننده‌ای داشت و همواره در تمامی ماموریت ها خوش درخشید و با تمام توانش سعی داشت

که مسیر عبور امنی برای رزمندگان اسلام ایجاد کند...

**

 

گردان ِ تخریبی می خواهیم تـــا پیوستن به صاحبمان ، مهـــدی ِ فاطمـــــه (س) 

 

وظایف ِ گردان تخریب : 

 

همراهی با * فرمانــــــــده...

 ایجاد مسیری امن برای عبور سربازان...  

ایجاد شکاف یا معبر در میادین مین و موانع ِ دشمن    

 پاکسازی میادین مین 

و... 

 

  * فرمانــــــده...

  * تخریبچی از مین نمی ترسد ! تخریبچی ، مین را خنثی می کند! 

 

  * مین یعنی گناه!

  * دشمن دوست دارد ما در میادین مین های جور واجور ، محاصره شده ببیند...

    اما * تخریبچی لابلای مین ها دنبال روزی ِ خود می گردد.  شهادتـــ...

 

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

* سربنـــد ِ یا زهــــرا (س)  ببندیم بر  پیشانی ِ دل... 

 

تا مانند شهید برونسی، قدم به قدم ، حضرت زهــــرا(س)  همراهیمان کند... 

  

:)

  

  * ادامه دارد... 

 

 

 

نظرات (۱۶)

بحق خیمه ی گردان تخریب

سلام
مبعث مبارک
چه عکس زیبایی از میشداغ انداختید
دلمون هوایی شد
یا علی
پاسخ:


سلام 

ممنون :)

بر شما هم مبارک. 


متشکرم

دل ما هم هوایی ِ 

میشداغ واقعا" حال و هوای متفاوتی داره. 


علی یارتون

۰۵ خرداد ۹۳ ، ۰۰:۱۷ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
چه جالب پس تو با ارتشیا میری؟
هان؟؟
اگ مامانم میذاشت عید باهات میمومد که ....
هعی...
پاسخ:

پارسال با ارتش 

امسال با سپاه 

اما ارتش رو ترجیح میدم به سپاه 

ولی خب برا بودن با شهدا ، حاضرم با هر کدوم شد برم 


هعی...


۰۵ خرداد ۹۳ ، ۰۰:۰۹ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
:)
پاسخ:
:)
این میشداغ کجاست؟
پاسخ:

پادگان شهید صیاد شیرازی 

جزء مناطق عملیاتی هستش 

و کاروان های ارتش میبرن این پادگان 

ارتفاعات میشداغ و تپه های الله اکبر 


رزم شب میشداغ معروفه و واقعا" عالـــــــــــــــــــــــــــــی 


سلام خانم مهنس
پاسخ:

خانم حیدری اینم جواب سلامتون


۰۵ خرداد ۹۳ ، ۰۰:۰۳ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
ولی گرفته ای 
تو ساعت 1 هم پایه بودی!!


اذیتت نمیکنم آبجی
:)
پاسخ:

آره ساعت 2 الی 3 هم پایه بودم :) 

صبح باید برم دانشگاه 

از شانس خوبم سه شنبه تعطیل رسمیه ، کلاس های ما رو گذاشتن دوشنبه!!!! 

خخخخخخخ 


۰۴ خرداد ۹۳ ، ۲۳:۵۹ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
نچ استغفر الله شروع شد!!

علیک سلام جناب معتکف

پاسخ:

چی شروع شد :) 


خانم مهندس شما نظر خودتون رو راجع ب پست بگید چرا از جواب معتکف مایه میزارید
پاسخ:

خانم حیدری پاسخگو باش 

۰۴ خرداد ۹۳ ، ۲۳:۵۷ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
چخبر؟
میخوام ب یاد قدیما شلوغ کنم 
پایه ای؟
پاسخ:

خبری نیست.

الان که میخوام برم بخوابم ، ساعت 12 است 

باشه بعد آبجی
به به خانم مهندس
پاسخ:

تحویل بگیر خواهری 

۰۴ خرداد ۹۳ ، ۲۳:۵۳ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
من برای تو همیشه وقت دارم
:)

شک نکن
پاسخ:

لطف داری خواهری گلم 


 شک ندارم 

:)

۰۴ خرداد ۹۳ ، ۲۱:۴۴ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
آبجی 
یوقتی من چقدر نظر میذاشتما نه؟
:)

پستات مثل همیشه عالیه

میدونی با جوابی که به معتکف دادی یاد چی افتاد؟؟
منِ من حرفی برای گفتن ندارم!!!
پاسخ:

آره... 

یه وقتی... 


تو هم که دیگه وقت نداری به ما سر بزنی :) 



ممنون آبجی 


آره  من ِ من هیچ حرفی برا گفتن ندارم! 


کاش بزنیم خودمان را تخریب کنیم با یک تی ان تی و نارنجکی چیزی دیگه صداش در نیاد
پاسخ:

منیّت خودمونو باید تخریب کنیم 


۰۴ خرداد ۹۳ ، ۱۸:۱۶ آلــــــو نــــــک . . .
گردان تخریب و وظیفه تخریب چی بودن واقعا چیز عجیبیه . . . 

برا اینکه تخریبچی باشی باید اول هوای نفست رو منفجر کنی یا خنثی کنی بعد به سراغ مین ها بری ...

یا زهـــــــــــــــــــــرا (س)
پاسخ:

واقعا" عجیبه 


منفجر که نه ، 

هوای نفس رو بهتره با راهکارهاش ، خنثی کنیم ، چاشنی های خاص ِ خودش رو داره!


اونوقت دیگه هر مدل مین ای هم سر راه باشه ، راحت میشه خنثی اش کرد.


۰۴ خرداد ۹۳ ، ۱۵:۲۳ مهدی اسکندری
سلامی به تراوت یک سبد سیب خدمت شما.
 از سایت خوبتون استفاده کردیم ، اجرکم عند الله گروه فرهنگی تایباد با راه اندازی 4 سایت : تی ترمه : کارگاه طراحی گرافیک ، تی چپر : پایگاه متفاوت خبر ( اخبار و نقد و برسی و معرفی محصولات و شرکت های ایرانی ) ، تی گنو : معرفی ، نقد و بررسی و دانلود نرم افزار های ایرانی ، تی منظر : جایی برای ابراز نظر های سازنده پیرامون شرکت ها و محصولات ایرانی . قدم در عرصه فرهنگ گذاشته تا شاید موجب رضایت آقا امام زمان و نایب ایشان باشیم . ما شما را با افتخار لینک کردیم ، شما هم اگر مایل بودید ما را لینک کنید .یا علی
پاسخ:

سلام ، خوش آمدید به یک سبد سیبــ


خیلی هم خوب ، موفق باشید ان شاءالله. 

ممنون ، یا علی

۰۲ خرداد ۹۳ ، ۰۰:۱۸ کلبه کرامت

خیابان ولیعصر

شمال شهر،شهر بی غمان است

دلیل عقده مستضعفان است

خیابان ولی عصر هرشب

چو تیری بر دل صاحب الزمان است

**

خیابانی که "صادق" بود نامش

برایم مایه دق بود نامش

خیابان ولی عصر ای کاش

همان دکتر مصدق بود نامش

**

شمال شهر صدها قصر دیدم

دل مستضعفان در حصر دیدم

در این دوران غم صاحب زمان را

خیابان ولی عصر دیدم

**

شمال شهر دنیایی عجیبه

سرابی ساحر و مردم فریبه

خیابان ولی عصر حتی

ولی عصر هم آنجا غریبه

**

شمال شهر ما مومن کشونه

خیابان های از ما بهترونه

زمیدان ولی عصر از غم

دل صاحب زمان دریای خونِ

**

ولی عصر را دیدن چه سود است

که از سوز دل ما غرق دود است

فقط پاکیزه مانده کوی مهدی

ولی آن کوچه ممنوع الورود است

**

شمال شهر تهران نون فراوون

همیشه سبزه و بارون فراوون

خیابان ولی عصر کرده

به قلب بی نوایان خون فراوون

**

شمال شهر خنجر بر جنوبه

اگر چه خرم و آباد و خوبه

ولی هر روز میدان ولی عصر

دل صاحب زمان تنگ غروبه

**

شمال شهر زخم انقلاب است

به چشم تشنه کامان چون سراب است

زمیدان ولی عصر و شمیران

دل صاحب زمان از غم کباب است

**

شمال شهر زخم جمکران است

خر دجاله های این زمان است

ولی عصر هم بر کام مهدی

خیابان نیست،جام شوکران است

*** رنجبر گل محمدی***

پاسخ:

:'( 

چقدر غم داشت. 



«ولی عصر» هنوز پشت چراغ قرمز است...!

 

از نام ها خبری نیست

پی هر نام که می گردم

خاکستری را پرنده می بینم

...و چه قدر « نام » پشت قباله ی ساسان است

و چه قدر ننگ در برج های نزدیک روشن

« ولی عصر»

هنوز پشت چراغ قرمز است

و آدم نما های زیادی

در خیابان های یک طرفه پوست می اندازند

مردی ظهور نکرده است

که انقلاب را جهانی کند!

و در ولی عصر

انتظار های کشنده را زیر بگیرد

*

در بقیه الله ...

هر روز

چشم های بزرگی زیر تیغ ها استحاله می شوند

و خاکستر هزار پرنده در آزمایشگاه

اندازه گیری

بیم دارم

فردایی در کار باشد

( ناامید که باشی می فهمی چه می گویم)

ویروس ها

ستون ها را جویده اند

و در سر مقاله ها چیزی که مهم نیست

زندگی است

وگرنه

این قدر سرگذشت جانداران غیر اهلی را نشخوار نمی کنند

زمین

نم پس نمی دهد

و روی تخت ها

هر لحظه پرنده ای زنده به گور می شود

خار در چشم من

اگر دروغ بگویم!

مادرم از ترس

صبح هایش را ذره ذره بیدار می شود

و شب هایش را آرام بخش می خورد

مبادا که فردا حجله ای جلوی خانه مان سبز شود

( و چه قدر خوشبختی مادرم نا چیز است )

مرگ اتاقی تصادفی است

برای کسی که پسرش شیمیایی نیست

و برای کسی که « همراهش » تجارت هزار شمش طلاست

**

سال 1369:

برادرم چشم هایش اسیدی اند

و خون ز لبه ی ناخن هایش صله بسته است

سال 1372:

برادرم

زخم هایش فواره می زند

و گلویش کپک بسته است

سال 1377:

مستند سازان از رگ های چروکیده اش

فیلم ساخته اند

برای جشنواره

سال1382:

تیتر های روزنامه ها دروغ می گویند

برادرم در نزدیک ترین فاصله با بهشت زهراست

*

چشم هایم را کبریت می زنم

چیزی شبیه آواز هزار حلقه چاه نفت در من فرو می ریزد

از امروز

کسی در ساسان

منتظر من نیست

فردا

تیتر روزنامه هاست

یک نفر

تنها یک نفر !!

ار آمار چند میلیونی کم شده است

همین...

 

# منتخب از کتاب از نام ها خبری نیست


ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">