خداوند محبت است... بنام محبت

خداوند محبت است... بنام محبت

امسال بیشتر از پارسال
عاشقت هستم..
فالله خیر حافظا" و
هو ارحم الراحمین..
:)

دنیـــــــای حسیـــــــن(ع)...

چهارشنبه, ۷ خرداد ۱۳۹۳، ۰۲:۰۷ ب.ظ

 

 

اولین پسر حسین(ع) به دنیا آمد.

یازدهم ماه شعبان. ماه پیامبر. 

شاید به همین خاطر این قدر شبیه پیامبر بود. 

 

 علی(ع) که به دنیا آمد جبرییل آمد و نشست کنار گهواره اش. 

آن قدر شبیه پیامبر بود این پسر که انگار یاد شیرین بیست و سه سال همراهی با پیامبر از خاطر جبرییل می گذشت.

جبرییل خوش حال بود. انگار که ولادت پیامبر باشد دوباره. 

 

 پیامبر که رفت پیش خدا همه ناراحت شدند. اما بی تابی حسین (ع) که کودکی بیشتر نبود ، چیز دیگری بود. 

بغض و گریه هایش آتش می زد به زمین و آسمان.

شاید به همین خاطر خدا پیامبری کوچک تر به او داد : علی اکبر (ع).

تا زخم دوری پیامبر را دوا کند.

 

*

 حسین (ع) که می خواست نماز بخواند ، علی(ع) بلند می شد و اذان می گفت. 

حسیــن(ع) پسر کوچکش را بغل می زد و می بوسید.

از فرط شیرینی و زیبایی.

می بویید و می بوسید ، گاه پیشانی و گاه حنجره اش را.

 

*

علی از پدرش انگور خواست. 

کجا ؟ تاکستان ؟ نه ،  مسجد ! کی ؟ تابستان ؟ نه! 

حسین(ع) از ستون مسجد انگور گرفت و داد به علی که اصلا " تاب بی تابی اش را نداشت. 

مگر حسین(ع) چه کم دارد از صالح که از کوه شتر بیرون می آورد.

 

*

 

در بین عرب ها رسم بود که اگر مهمان دوست بودند ، شب ها بالای خانه یا بلندی آتش درست می کردند که هر مهمان یا 

در راه مانده ای بفهمد اگر به آن جا برود پذیرایی خواهد شد.

شب ها هر کس به مدینه نزدیک می شد ، آتشی را از دور می دید.

آتشی بزرگ. 

علی اکبر(ع) هیزم آتش مهمان نوازی اش را زیاد می کرد که هر مهمان و فقیر و در مانده ای آن را ببیند. 

چرا نکند این کار را اگر شبیه ترین انسان ها به پیامبر باشد.

 *

 

مسافری در مدینه پرسید کاروان سرا دارد این جا ؟

راه نمایی اش کردند. رفت تا رسید به در باز خانه ای.

جوانی سراسیمه و پا به رهنه آمد استقبال ، از همان قاب در.

بعدا" فهمید کاروان سرا ، خانه علی(ع) ، پسر حسین(ع) است و پا برهنه مهمان نواز همان علی(ع).

 

*

 

مادر علی(ع) ، لیلا ، دختر میمونه ، دختر ابوسفیان است. 

پدر بزرگ مادریش هم نوه ثقیف است. 

یک روز معاویه از اطرافیان پرسید : « چه کسی برای خلافت از همه بهتر است؟ » 

همه گفتند : « تو ای معاویه! » 

و معاویه گفت :« سزاوار خلافت علی اکبر حسین(ع) است که پدر بزرگش رسول خداست ، 

شجاعت از بنی هاشم دارد و سخاوت از بنی امیه و جمال و فخر و فخاکت از ثقیف.»

ای کاش معاویه همان قدر که می فهمید ، عمل می کرد.

 

*

 

... حسین(ع) چه گفته بود و علی (ع) چه جواب داده بود ، معلوم نیست.

هر چه بود میانه صحرا بهانه ی خوبی بود که

پــدر  شرم ِ در  آغوش  گرفتن ِ  پسر جوانش  را  کنار  بگذارد  و  علی را تنگ بفشارد.

آدم یاد پیامبر می افتد که حسین (ع) را می بوسید. 

حالا اما حسین(ع)است که « پیامبر » را می بوسد.

 

*

او از همه به پیامبر شبیه تر بود و از همه به پدرش نزدیک تر.

شاید به خاطر همین در کربلا زیر پای پدر دفن شد.

آن چنان که ضریحش با ضریح امام حسین(ع) ممزوج شد.

به خاطر همین ضریح حسین(ع) شش گوشه دارد.  

 

 

# فصل پیامبر ِ دوباره / نوشته ی مهدی قزلی

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

  

* مهربان اربابم حسیـــــن (ع)، به حق دنیایت ،  بحق علی اکبرت (ع) ، او که یکی از ستون های این دنیا بود... 

مهربان ابابم ، بحق ِ جوانت ، او که ازش خواستی :« علی جلویم راه برو ، می خواهم تماشایت کنم »

او که وقتی راه میرفت ، بغض گلویتان را می فشرد... 

:'( 

باز هم بگویم ؟

مهربان اربابم به حق ِ دنیایت علی اکبر (ع) ، به خاطر ِ میلادش ، نگاهی به دل های خسته ی جوانان بینداز... 

مهربان ارباب ، امتحان ِ تنهایی ، همه ی ما را خسته کرده است ، همه ی ما جوانان را... 

  

می شود مهربان ارباب؟

.

.

.

.

راستی 

مهربان اربابم نذر ِ گل سرخ یادم هست 

همان که اگر تا محرم ِ امسال... 

 

نمیدانم اما و اگر هایم چه قدر پیشت خریدنی است ارباب ، اما به مهربان بودنت ایمان دارم... کبوتر سفید 

 

زنده باشم ، به دست ِ جوانان ِ  مجلس ِ دنیای حسین (ع)  ، گل سرخ میدهم... 

   

 

..

 

 

نظرات (۹)

سلام
انشاء الله بحق جوان حسین حاجت روا بشید ...
پاسخ:

سلام 

خیلی ممنونم ، به همچنین و 

ان شاءالله که مشکلات همه ی جوون ها حل بشه به حق ِ جوان ِ حسین(ع)


ای تجلی صفات همه ی برترها
چقدر سخت بود رفتن پیغمبرها

قد من خم شده تا خوش قد و بالا شده ای
چون که عشق پدران نیست کم از مادرها

پسرم! می روی اما پدری هم داری
نظری گاه بیندار به پشت سرها

سر راهت پسرم تا در آن خیمه برو
شاید آرام بگیرند کمی خواهرها

بهتر این است که بالای سر اسماعیل
همه باشند و نباشند فقط هاجرها

مادرت نیست اگر مادر سقا هم نیست
عمه ات هست به جای همه ی مادرها

حال که آب ندارند برای لب تو
بهتر این است که غارت شود انگشترها

زودتر از همه ی آماده شدی،یعنی که:
"آنچنان خسته نگشته است تن لشگرها

آنچنان کهنه نگشته است سم مرکبها
آنچنان کند نگشته است لب خنجرها"

چه کنم با تو و این ریخت و پاشی که شده
چه کنم با تو و با بردن این پیکرها

آیه ات بخش شده آینه ات پخش شده
علی اکبر من شد علی اکبرها

گیرم از یک طرفی نیز بلندت کردم
بر زمین باز بماند طرف دیگرها

با عبای نبوی کار کمی راحت شد
ورنه سخت است تکان دادن پیغمبرها

"علی اکبر لطیفیان"
----------------------------------------------------
پست زیبایتان را که خواندم ناخودآگاه به یاد این شعر افتادم
چون پست برای میلاد حضرت علی اکبر(ع) بود دودل بودم که به واسطه این شعر، ذکر مصیبت جوانِ حسین(ع) را بکنم یا نه....

ولی حیفم اومد.......و چون روز میلاد نبود شعر رو گذاشتم، ببخشید...

ان شاءالله بحق حضرت علی اکبر، محرم امسال نذرتان را ادا کنید...
پاسخ:

:'(


بمیرم برای مهربان ارباب 

-----------------------------

ممنونم ، خواهش میکنم 

التماس دعا



چه مهربان ارباب ، جواب اما و اگر هایم را بدهد ، چه ندهد ؛ نذر رو ادا می کنم ان شاءالله.


سلام خانمی
با سلامتی تشریف آوردیم :)
نبودیم عید مبعث رو تبریک بگیم ولی حالا که هستیم میگیم عیدتون مبارک
پاسخ:

سلام فاطمه خانوم 

خوش اومدید

خیلی ممنون ، بر شما هم مبارک :)

مغز بادومیتون چطوره ؟ 

خداوندا
قلبی نیرومند عطا فرما که هیچ نوع فکر ناشایستی نتواند آنرا ناتوان سازد٬
دلی شکست ناپذیر عطا کن که هیچ مصیبتی نتواند آنرا خسته نماید.
باطنی پاک و راست ببخش که هیچ نوع خیال فاسد و ناشایستی نتواند آنرا از راه بدر برد.
و نیز ای خداوند مرا فهم بده تا ترا بشناسم٬
وقت عطا کن تا ترا جستجو کنم
و
حکمت تا ترا بیابم و وفاداری تا در نزد تو بمانم. 
                                                                   آمین
پاسخ:

قشنگ بود 

ممنون جناب ذره 


آمین یا رب العالین

18 ساله

شهید شد

تا به همه بفهماند

اشبه الناس

به فاطمه هم است

علی اکبر...



einlam.ir


یـ علی ـا
پاسخ:

السلام علیک یا فاطــمه الزهرا(س) 


علی یارت آبجی
سلام
احسنت
مثل همیشه خوش سلیقه
دلم لرزید با دعای قشنگتون
دعای ارباب مهربان_ یا بقول خودتون مهربان ارباب_ بدرقه راهتون
التماس دعا

پاسخ:

سلام سیده زهرا ی عزیز


خیلی ممنون 

حالا که دلت لرزید ما رو هم دعا کن لطفا" 


ممنونم :) و به همچنین بدرقه ی راه ِ همه جوون ها 


محتاجیم به دعا
۰۷ خرداد ۹۳ ، ۱۷:۵۱ وخدایی که دراین نزدیکیست ..!

تــازه می خــواســت دلــم ســرخــوش مبعــث گــردد ،

خبــــر آمــــد  × حسیـــن ابـــن علــی × راهـی شـــد



برگرفته از pelake-asheghi.blog.ir



پاسخ:

السلام علی الحسین(ع)... 


۰۷ خرداد ۹۳ ، ۱۶:۲۵ ی آنتی زایون
سلام بانو
بسیار بسیار زیبا و دلنشین بود ..ممنونم .
پاسخ:

سلام زینب جون 


دست نویسنده اش درد نکنه. 

خواهش میکنم :) 


۰۷ خرداد ۹۳ ، ۱۴:۱۷ خادم الحسین
سلام.

با مطلبی با موضوع آدم شدن و یک کلیپ از استاد پناهیان به روزیم...

منتظر حضور و نظرات شما

التماس دعای فرج و شهادت
یا علی مدد
پاسخ:

سلام 


آدم شدن ؟

ممنون ، رسیدم خدمتتون.


محتاجیم به دعا 

یاعلی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">