خداوند محبت است... بنام محبت

خداوند محبت است... بنام محبت

امسال بیشتر از پارسال
عاشقت هستم..
فالله خیر حافظا" و
هو ارحم الراحمین..
:)

بگذار دلت تاول بزند...

جمعه, ۱۲ مهر ۱۳۹۲، ۰۱:۰۲ ب.ظ

 

جوانمرد می گفت: عمری است که از خدا شرمنده ام٬

زیرا روزی ادعای دوستی خدا را کردم و گفتم:

خدایا٬ شصت سال است که در دوستی تو را می زنم و در شوق تو می سوزم

و تو پاسخم نمی دهی...

خدا گفت: اگر تو شصت سال در دوستی ام را زده ای٬

 

من از ازل٬ در دوستی ات را زده ام٬ و از اشتیاقی که به تو داشتم آفریدمت!

 

جوانمرد گفت:

هیچ کس نیست که در دوستی از خدا پیش افتد.

خدا در همه چیز قدیم است و در دوستی قدیمی ترین

 

****

دروازه ی غیب اندکی باز مانده بود.

جوانمرد کنار در ایستاده بود.

پنهانی داخل را نگاه می کرد و می دید که خداوند چگونه همه را می بخشد و

چگونه از همه می گذرد.

جوانمرد لبخند می زد.

خدا گفت: پس دیدی که ما همه را می بخشیم و از همه می گذریم٬

اما نمی بخشیم و به آسانی نمی گذریم از ان که ادعای دوستی ما را دارد.

جوانمرد بازهم لبخند زد.

جوانمرد گفت: اما ما در این دوستی پای می فشاریم٬

حتی اگر از گناه همه بگذری و تنها از گناه دوست نگذری...

 

همه دار و ندار ما در هستی همین است٬ از این دوستی٬ دست برنخواهم داشت.


و این بار خدا بود که لبخند می زد٬ لبخندی به فراخی غیب و به رازناکی شهود

*****
پاهای مسافر تاول زده بود .

به دشواری قدم از قدم برمیداشت.

می گفت : ببینید ای مردم ، این پای تاول زده پاداش گام زدن در راه خداست.

جوانمرد از آن حوالی می گذشت؛ به مسافر گفت : اما راه خدا را با پا نمی توان پیمود،

 

این راهی است که تنها با دل می توان رفت. با دلت برو آنقدرتا که دلت تاول بزند.

 

****

جوانمرد رفت.

جوانمرد با دلش رفت و هیچکس نمیدانست که او دلش تاول زده است...


 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۰۷/۱۲

نظرات (۱۱)

چ زیبا نوشته ای!
دلم هوایت..برایت..به عشقت..
تاول زده مهربونم...
چ وبلاگ زیبایی!
چ تصویر قشنگی..
مال ما،به شما نمی رسد..
اما گر قابل داری . بیایی...
خوشحالم میکنی...
آسمانم..
همین نزدیک است..
بالای سرت.
پاسخ:
سلام.

خوش  آمدید به یک سبد سیب.

-

ممنونم

باشه سر میزنم...

سپاس از حضورتون.دختر خوب.
آخییییییییییییییییی 

چه قشنگ بود

آیکن اشک رمانتیک اینجا پیدا نمی شه؟   :'♥(
پاسخ:
اشک رمانتیک!

شما که گذاشتی...
...
:'(
پاسخ:
بازم گریه؟

مژگان چرا گریه؟
۱۲ مهر ۹۲ ، ۲۱:۱۰ دلنــــــــامه
میگما خدا کنه دلامون تاول زده باشه همیشه.......
پاسخ:
کم کم...

تاول میزنه...

کاش دل هامون برای خدا تاول بزنه... :)
۱۲ مهر ۹۲ ، ۱۹:۵۷ دلنــــــــامه
سلام بر بانوی یک سبد سیب...

و بازهم از این متنای خوشگل :)
و بازهم خوش سلیقگی  :)

"عمری است که از خدا شرمنده ام"

پاسخ:
سلااااااااام دلنـــــامه

:)

و عمری است که خدا دوست ماست و دوستمون داره...
۱۲ مهر ۹۲ ، ۱۹:۴۹ خانم معلم
این روزا حس من حس همون مسافره... نمیدونم چرا؟؟
پاسخ:
سلاااااام خانم معلم عزیز


حس خوبی ِ مگه نه؟!

مسافری که مقصدش خداش ِ..

مسافر بشی برای رسیدن به خدا ، خیلی قشنگه... :)

چرا...

خب شاید چون

 هر کس باید یه جای زندگیش برسه به نقطه ای که مسافر خدا بشه...

حالا یکی دیر یکی زود...

نظر شما چیه ؟

میدونید.. دوستی با خدا مثل یک عمر دویدن در کویر سوزانه که آخرش مسافر به آب میرسه..
قدر آب رو تشنه لب میدونه.. شاهد بگیرم سقای دشت کربلا رو. . .
پاسخ:
قدر آب را تشنه لب میدونه...

چـــــــــقدر زیبا... شاهد ، سقای دشت کربلا...


السلام علیک یاابالفضل العباس(ع)...


ممنون.
 یا رب در شب تاریک روشن بخش دلی
ای خدایا در صبحگاهان عشق تو چه محفلی
محفل دل با ذکر تو آغاز کند هر روزعشق را
ذکری از نام تو، یاد تو، اشعار دل از بهر را
نیمه روزان باز گردم ، سجده ام بر سوی تو
می شود تا به غروب جان من قربان انتظار تو
از پی انم که بازایم شامگاهان دوباره سوی تو
تا دری وا نمایی ، من طوافی نمایم بر دور تو
خدایا روز و شب عشقم بر تو افزون میشود
زان فزونی بلکه این ذکرم ، بگو مقبول میشود
تو همه دادی به ما آن نعما ت و عشق خویش را
ندارم هیچ از خود ، بجز تقدیم عشق و ذکر تو را
گر قبولش داری ای محبوب ، ذکر شبهای دلم
مژده ایی ده ، جامی از عشق سراسر لبریز دلم
پاسخ:

تو همه دادی به ما آن نعمات و عشق خویش را
ندارم هیچ از خود ، بجز تقدیم عشق و ذکر تو را...

قشنگ بود. ممنونم سمانه جووون.

همه دار و ندار ما در هستی همین است٬ از این دوستی٬ دست برنخواهم داشت.


گفتی و نوشتی تاول

یا رقیه(س)

که هم پایش تاول زد و هم دلش

*

اگر با خدا دوست نباشم 

با خون خدا رفیقم 

السلام علیک یا شیب الخزین(ص)


پاسخ:
سه ساله ی مهربان ارباب...

آخ...

:'(

توی سپاه امام حسین(ع) چند نفر مثل پروانه بودند ،فرصت جنگیدن پیدا نکردند

 ولی آنقدر عاشق بودند که فرصت شهادت پیدا کنند...


خدا در همه چیز قدیم است و در دوستی قدیمی ترین ...

وای که من هر وقت به یه نشونه احتیاج دارم، مطالب وبلاگ تو به دادم می رسه. ممنون (:
پاسخ:
سلااام مهسا جووون.


خواهشمندم

و حتما این نشونه از طرف خدا بوده برات...

و ما فقط وسیله ایم.

از خدا تشکر کن ... نه از من. :)
۱۲ مهر ۹۲ ، ۱۴:۱۹ محمدرضا محمودی
خیلی زیبا بود...
خیلی...
تا خدا باید رفت...
با دل باید رفت...
پاسخ:

:)


ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">