خداوند محبت است... بنام محبت

خداوند محبت است... بنام محبت

امسال بیشتر از پارسال
عاشقت هستم..
فالله خیر حافظا" و
هو ارحم الراحمین..
:)

اکسیری برای دلتنگی

سه شنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۹۳، ۰۵:۴۰ ب.ظ

 

 

 

* گفتم : « قرار ما این نبود »

گفت: « یک جاهایی دست ما نیست. من هم نمی توانم دور از تو باشم »

گفت: « حالا می خواهم حرف های آخر را بزنم.شاید دیگر وقت نکنم. چیزی هست روی دلم سنگینی می کند.

باید بگویم. تو هم باید صادقانه جواب بدهی.»

پشتش را کرد.

 
* گفتم: «می خواهی دوباره خواستگاری کنی؟ »

 گفت : « نه ،این طوری هم من راحت ترم. هم تو »

 دستم را گرفت ، گفت : « دوست نــدارم بعد از من ازدواج کنی »

 

* کسی جای منوچهر را بگیرد؟ محال بود.

گفتم: « به نظر تو ، درست است آدم با کسی زندگی کند ، اما روحش با کس دیگر باشد؟ »

گفت : « نه.»

گفتم : « پس برای من هم امکان ندارد دوباره ازدواج کنم »

 

صورتش را برگرداند رو به قبله و سه بار از ته دل خدا را شکر کرد.

 

.

.

 

* همدیگر را بغل کردیم و گریه کردیم .گفت: « تو را به خدا ، تو را به جان عزیز زهرا دل بکن »

من خودخواه شده بودم. منوچهر را برای خودم نگه داشته بودم. حاضر شده بودم بدترین درد ها را بکشد ،ولی بماند.

دستم را بالا آوردم و گفتم: « خدایا، من راضیم به رضایت.دلم نمی خواهد منوچهر بیشتر ازاین عذاب بکشد »

منوچهر لبخند زد و تشکر کرد.

دهانش خشک شده بود.آب ریختم دهانش.نتوانست قورت بدهد.آب از گوشه ی لبش ریخت بیرون.اما « یا حسین » قشنگی گفت.

.

.

* صورت به صورتش گذاشت و گریه کرد.سر تا پاش را بوسید.با گوشه ی روسری صورت ِ منوچهر را پاک کرد و آمد بیرون.

.

.

 

* او آنجا تنهاست و من این جا.

تا منوچهر بود ، ته غم را ندیده بودم.حالا شادی را نمی فهمم.

این همه چیز توی دنیا اختراع شده ، اما هیچ اکسیری برای دلتنگی نیست...

 

 

* اینک شوکران - منوچهر مدق به روایت همسر شهید 

نظرات (۱۰)

۱۶ مرداد ۹۳ ، ۰۰:۵۴ افشین پارسائیان
بسیار زیبا بود.
نگاه به زن در تمدن غرب
پاسخ:

خداروشکر 

-----

:(

خداروشکر که در دین اسلام از این خبرها نیست. 

قبلا از یکی از دوستان از دلبازیهای شهید بزرگوار شنیده بودم،اما بیشتر از آنچه فکرش را بکنید مشتاق خواندن این کتاب شدم.ممنون...
پاسخ:

سلام 

خواهش میکنم 

خداروشکر 


سپاس از حضورتون 

۱۵ مرداد ۹۳ ، ۱۷:۱۳ آلــــــو نــــــک . . .
سلام

بسیار زیبا بود

استفاده کردیم

یا علی
پاسخ:

سلام 


دقیقا" 

خداروشکر 


علی یارتون 

۱۵ مرداد ۹۳ ، ۰۴:۱۷ محمود بنائی
وقتی یک شعر را یا من زیبا را میخونی میشه بگی عالی بود ولی وقتی یک همچین روایتی را میخونی، نمیدونم چی میشه گفت! خیلی غمگین، خوش بحال اونا که عاشق از دنیا میرن!
پاسخ:

سلام ، خوش آمدید به یک سبد سیبــ 


میشه این رو گفت : 

نقطه اشتراک همه ی ما با شهدا ، عشق است. 


سپاس از حضورتون 

۱۴ مرداد ۹۳ ، ۲۳:۰۹ انسان غریب
سپاس از جواب جالب شما:)
پاسخ:

خواهش میکنم! 

بغض..
پاسخ:

اشک 

اشک 

اشک 


۱۴ مرداد ۹۳ ، ۱۸:۵۹ خادم الشهید
سلام
ممنون از حضورتون.
اکسیری برای دلتنگی...یا حسین...زیبا بود...
یازهرا(س)
پاسخ:

سلام 

خواهش می کنم 

سپاس از حضورتون 

یاحسین(ع) 

۱۴ مرداد ۹۳ ، ۱۸:۵۷ انسان غریب
کاش یاد بگیریم وفا را
پاسخ:

کاشکی رو کاشتند جاش اگر در اومد! 


امیدوارم 

۱۴ مرداد ۹۳ ، ۱۸:۰۰ باید مراقب بود
هیچ اکسیری نیست ....
پاسخ:

شاید



۱۴ مرداد ۹۳ ، ۱۷:۵۸ باید مراقب بود
قشنگ ترین کتابی بود که خوندم و البته دردناک
یادمه  فقط گریه میکردم و میخوندم
عشق واقعی یعنی این...
و چقدر دوری این دوست داشتن ها سخته
اصن جدایی و دلتنگی و.. خیلی غم انگیزه
پاسخ:

هم قشنگ هم سخت 


خانم مریم برادران قلم زیبایی داره ، همیشه کتاب هاشونو میپسندم 


ممنون آبجی 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">