خداوند محبت است... بنام محبت

خداوند محبت است... بنام محبت

سحرگاه با صدای شیرینت ، بیدار میشم.. : اینقدر شیرین که..

با زل زدن به چشمات ، سحری میخورم.. : اینقدر زیبا که..

پشت سرت که نه ، کنارت نماز میخونم.. :) : اینقدر خوشحال که..

میشینم و به قرآن خوندنت گوش میدم ، دلم غنج میره.. : اینقدر دوست داشتنی که..

روزه ام رو با عطر تو باز میکنم ، با نفس_ عاشقت..
قبول باشه هم دم..

(قلب قلب)
" وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ "

اگر سبز رفتی ، اگر زرد ماندم...

يكشنبه, ۲ شهریور ۱۳۹۳، ۱۱:۱۵ ق.ظ

 

پله ها را بالا آمدم ، انگار انتظار دیدن ِ هر چیزی را داشتم الا تو ، تو شهید گمنام... 

همان پایین پله ها همه چیز رنگ و بوی غربت داشت ، غروب بود ، غربتش فرق داشت 

غربتش ، غروبش ، حتا بدتر از غروب های جمعه - جمکران بود ، باورت میشود؟ 

پله ها را بالا آمدم ، شربتی گوارا تعارف شد ، و پله های بعدی... 

 

 

چرا رنگ از رُخم پرید؟

یا نه شاید موج غربت و غریبی تو مرا گرفت؟ هان؟

دیدم... 

دیدم خوابیده ای وسط ِ این همه غربت ، وسط ِ این همه غربت... 

 

من... 

نفهمیدم چه شد 

فقط میدانم پیش شما ، انگار یکجا خالیم کردند از دنیا 

دنیایم خیلی قانع بود ، خیلی قانع است ، اینقدر که کسی باورش نشد و نمیشود! 

و کسی دوست ندارد دنیای قانع ِ مرا ،

 [ هرچند این دنیای قانع را هدیه ی خداوند می دانم به خودم! ]

 

اما از همین هم خالی شدم ، از همین دنیای ِ قانع!

و همانجا بعد از آنکه راوی ، آن مرد کُرد که با عشق با افتخار با غرور فریاد میزد عشق به وطن را ، عشق به رهبر ِعزیزمان را

تا آمد از تو بگوید همان مرد ِ کُرد ِ غیور ، تا آمد از تو بگوید: غربتت بغض شد در گلویش و غریبی ات را اشک ریخت... 

 

سیران بند کجا بود نمیدانم فقط میدانم جایی بود که   

همه را بخشیدم 

 

و از شما شهدا خواستم دعا کنید هر حقی بر گردنم است ادایش کنم و بخشیده شوم... 

میدانی

اینقدر دلم خواست آنجا شهید گمنام باشم... باورت میشود؟

:'( 

میدانی چرا؟ 

آنجا ، سیران بند 

غروب رنگ ِ دیگری بود... 

ده شهید گمنام ِ غریب  

 

آنجا غروب ، رنگ ِ غربت این ده شهید بود انگار...آسمان مال ِ آنها بود انگار...

و 

مهدی(عج) بود... 

اولین بار بود در یادمانی حس کردم شما آنجایی مهدی جان(عج) 

 

و 

مـــــادر(س) بود... 

دلم آغوشش را می خواهد... 

آغوش ِ مــــــادر(س)... 

تنها همین 

 

 اصلا" چرا مرا برگرداندند؟ 

:'(

 

پ.ن. 1: نمیدانم این احساس که از یادمان شهدای غریب سیران بند با دلم آمده ، تا کی ماندگار است... 

اما 

اما 

برای اینکه اجازه دادید حسش کنم حتی ذره ای ، متشکرم شهدای گمنام... 

 

اینروزها به غربت شما فکر میکنم ، دارم فکر میکنم آنجا کجا بود چرا اینجوری بود... 

 

 

پ.ن.2: دلم آنجا از این همه غربتتان شکست ، حرفی زدم به شما شهدا درباره ی ما جوان های امروز! یک حرف تلخ!

معنی حرفم همین بود 

اگر سبز رفتی ، اگر زرد ماندم... 

تو این را نمی خواهی ، تو زرد ماندن ما جوان ها را نمی خواهی!

 

میدانم با حرف هایم خیلی اشک ریختی شهید گمنام...

چون تو عاشقی... 

عاشق ِ من ، او ، ما ، آنها... 

عاشق ِ همه ی مردم این مرز و بوم... 

هر چند

شاید

عشق ِ تو به همه ی ما ، عشقی یک طرفه باشد! 

اما میدانم تو استواری بلدی ،

تو پایداری بلدی بر این عشق یک طرفه 

تو راهش را بلدی 

راه ِ راه آمدن با دل های خسته 

میدانم پایداری تا وقتی که 

همه ی ما عاشقی یاد بگیریم! 

 

منو ببخش شهید گمنام ، ببخش که حرف هایم در آن غروب ِ غریب ، تلخ بود! اما باور کن حقیقت است!

برگرد شهید گمنام... باز هم برگرد

با برگشتن تو ما به خودمان می آییم! ما عاشق می شویم! عاشقِ تو ، شهید گمنام... 

 

نظرات (۵)

:*(


خداحفظت کنه برای اسلام ...

تا حالا نرفتم. چه حسی داشت ..

پاسخ:

سلام آبجی جون 


ممنونم ، به همچنین 

حتما" بخواه از شهداء که بطلبن ؛ فوق العاده است 


سلام. روحشون شاد...
بفرمایین وب ما، چایی ارباب! .... 
هرکی میاد به محفل عاشقان ارباب، یه استکان چایی مهمون قاصدک هست!
بفرمایین. به همه می رسه....

با همین سوز که دارم بنویسید "حسین(ع)" ....
هر که پرسید ز یارم ، بنویسید "حسین(ع)"....
پاسخ:

سلام ، خوش آمدید به یک سبد سیبـــ 

ممنون ، میام خدمتتون 

چه خوب! 


یا حسین(ع)
سلام
خدا قوت
پاسخ:

سلام ، خوش آمدید به یک سبد سیبــ 

ممنون

خوشا به سعادتتون...

الحمدلله هر چی که خواستم و قسمتم کردند راهیان جنوب

ولی

هنوز به بهشت غرب راهم ندادند... :(
پاسخ:

ان شاءالله قسمتتون بشه به زودی زود 



خیلی قشنگ بود

منم دلم میخواد یکبارم که شده به این سفر برم..گرچه جایی برای من اونجا نیست..

پاسخ:

قشنگیش همه از شهداست 


ان شاءالله قسمتتون میشه 

اینجوری نگید ، پیش ِ شهدا ، جا برای همه هست ، قلبشون برای همه جا داره 

بخواهید از شهدا 



ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">