خداوند محبت است... بنام محبت

خداوند محبت است... بنام محبت

سحرگاه با صدای شیرینت ، بیدار میشم.. : اینقدر شیرین که..

با زل زدن به چشمات ، سحری میخورم.. : اینقدر زیبا که..

پشت سرت که نه ، کنارت نماز میخونم.. :) : اینقدر خوشحال که..

میشینم و به قرآن خوندنت گوش میدم ، دلم غنج میره.. : اینقدر دوست داشتنی که..

روزه ام رو با عطر تو باز میکنم ، با نفس_ عاشقت..
قبول باشه هم دم..

(قلب قلب)
" وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ "

حرف هایی که همیشه ترسیدم بهت بگم .. (3)

يكشنبه, ۲ فروردين ۱۳۹۴، ۱۰:۳۱ ب.ظ

 

 به اندازه ی تمام روزهای عمرم ، دلتنگتم مهربان ارباب حسین(علیه السلام)

 

یه بنر ِ بزرگ زدن ، نوشته ثبت نام کاروان ِ کربلا

تو این چند روز ندیدمش

بچه ها که گفتند: دانشگاه میبره کربلا ، تازه دیدم بنر رو 

با دیدنش دلم ریخت.. رنگم پرید..

 

یادم اومد با تو.. تا کربلا هم رفته ام!

یادم اومد دوست داشتم و دارم ، کربلا اگر به اسمم در آمد ، هدیه اش دهم به تو..

 

و

یهو

یادم اومد که ..

 

 

اشک در چشمانم حلقه زد و...

 

ان شاءالله روزیت کربلا..


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۱/۰۲
مهربان اربابـــــ ...

مهربان اربابم.

هیچی و همه چی ..

کربلا.

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">