خداوند محبت است... بنام محبت

خداوند محبت است... بنام محبت

امسال بیشتر از پارسال
عاشقت هستم..
فالله خیر حافظا" و
هو ارحم الراحمین..
:)

باهام از عشق حرف بزن ...

پنجشنبه, ۲۸ اسفند ۱۳۹۳، ۰۳:۵۰ ب.ظ

 

 

بسم رب شهداء و الصدیقین...

 

 

دارم فکر میکنم باید از چی بگم

از استرس و  نگرانی  ِ یک ساله برای دعوت شدن به راهیان عشق و دیدار با شما شهداء

یا از شب  ِقبل از راه افتادن به سمت راهیان که از شوق و ذوق خوابم نمی بُرد

یا از صبح زود ، گلزار شهدای علی ابن جعفر و دیدار با فرمانده ی شهر ، آقا مهدی زین الدین

یا از لحظه ای بگم که همون اول سفر  به محمد ابراهیم همت گفتم کجایی ؟ چرا نشونه ای ازت نیست ؟

و به چند دقیقه نکشید که

حاج آقایی بلند شد و گفت : سلام خدمت زائرین شهدا ، صالحی هستم  ، همرزم شهید محمد ابراهیم همت ...

جانباز 50 درصد و ...

از چی بگم از این که هی به حاج آقا  میگفتم از همت بگید ، و ایشون فقط بغض میکرد و نمیتونست حرف بزنه

و بغض ایشان برای یادآوری هر چه خونده بودم از محمد ابراهیم ، کافی بود

  

از چی باید بگم

از لحظه ای که اتوبوس حرکت کرد به سمت راهیان عشق تا بروجرد که اتوبوس خراب شد و تمام اتوبوس ها رفتن

و 6 ساعت دلم رو هوا بود و سرشاز از نگرانی که حالا چی میشه ... نگران از دست  ِخود!

و شعری که مادر پشت تلفن خوند ، اگر با من نبودش هیچ میلی ، چرا ظرف مرا بشکست لیلی ؟

و بالآخره این انتظار شیرین که به خاطر شهدا بود ، به پایان رسید و راه افتادیم به سمت اندیمشک

 

از کجا بگم

از حال و هوای خوب  ِپادگان زین الدین که وقتی نصفه شب رسیدیم با همه ی خستگی ها حالمون خوب شد

از فتح المبین و شقایق هاش و مزار شهدای گمنامش که خونه تکونی کرده بودن و حالا دیگه مزارشون خیلی  

شبیه قبرستان بقیع شده بود... 

 

از فکه و آفتاب ِ سوزانش و خوندن نماز ظهر تو قتلگاه و یاد  ِ ظهر عاشورا و مهربان اربابــ حسین(علیه السلام) بگم یا

از پادگان حبیب اللهی و احساس ِ ِعجیب استجابت!

 

از دهلاویه و شهید گمنامش ، از هویزه و سربند های یازهـــراء  مشکی با خط  ِسرخ اش که خیلی دلربا بود بگم و یا از

شرمنده بودن بابت یک دانشجو در مقابل شهید علم الهدا و رفقایش

 

از طلائیه..

از طلائیه ای که دیدتش از همان دور از داخل اتوبوس اشکم را درآورد با آن پرچم سیاه  ِ دور  ِگنبد و بالای  ِآن..

و وقت پیاده شدن دیگر آرام و قراری نمانده بود  و فقط رفتن بود و دویدن بود به سمت طلائیه ..

 

از شلمچه بگم ...

از شلمچه ..

شلمچه..

یک غروب غریب در  بقیع..

شلمچه و یک شب  ِ پُر از حرف ، پُر از اشک و پُر از عشق و پُر از...

 

شلمچه ..

از چی بگم از هشت شهید گمنام شلمچه و عطرشون که عطر  ِحرم امام رضا(علیه السلام) بود و

هیچ جای دیگر این عطر را نداشت ، شهدای امام رضایی

از شب و سکوت و حرف و اشک و آه و آسمان پُر ستاره و زمین پُر ستاره ی شلمچه و روایتگری حاج حسین یکتا

و گریه کردن زمین و زمان

از نماز روی خاک های شلمچه و آسمان و زمین پر ستاره اش و حس  ِ خوب شب های عملیات در آن سال ها

و یا از حس خوب   ِ بخشش ِ حضرت  ِ مـــادر (سلام الله علیها)..

 

واقعا" باید از کجا بگم ، از چی بگم ، چطور بگم ؟

از شهدای گمنام رمضان ، از نهر خین و راه رفتن تو خاکریز هایی که هنوز هم مراقبت هستند با عشق

 

از اروند بگم ؟ اروندی که دوست دارم ببینم زیر آن آب آرام  چه خبرهاست از شور  ِ  عشق

 

یا از معراج محمود وند بگم ؟

از حوض  ِآبی که دور تا دورش گلدان های بسیار زیبا چیده شده بود و همین که پا میگذاری تو معراج فکر میکنی

رفتی بهشت ، بی حساب کتاب !

 

از سی شهید گمنام با لباس های عیدی شان و اشک ریختنهای   ِ بند بند وجود 

از حسادت به خادم های معراج بگم یا از مراسمی با مداحی زیبای مجتبی رمضانی و روضه ای برای حضرت  زهـــرا سلام الله علیها

از چی بگم ؟

از عشق بگم ؟ از حضور حضرت مـــادر سلام الله علیها  بگم ؟ نمیدونم باورتون میشود یا نه...

یا از شرهانی بگم که هنوز نرفته عاشقش هستم و منتظرش.. 

یا از چادر  ِ خاکی ..

   

 

حرفی ندارم جز از عشق گفتن ...

کاری ندارم جز از عشق گفتن...

براستی جز از عشق نباید حرف زد...

 

یازهـــراء سلام الله علیها ..

 

 

 

نظرات (۲)

۲۹ اسفند ۹۳ ، ۰۱:۵۶ انسان نیازمند
سلااااااااام
زیارت قبول

خوش بسعادتتون
دلم رفت به جنوب
حاجتروا

پاسخ:

سلام خواهر 

خدا قبول کنه 


ان شاءالله روزی شما 

التماس دعا 

پس رفتید...

خوش به حال ؛ حالتان...


پاسخ:

شهدا دعوت کردند 


ان شاءالله روزی همه ی آرزومندان 


ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">