خداوند محبت است... بنام محبت

خداوند محبت است... بنام محبت


بایگانی

۹۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خدایا شکرت...» ثبت شده است

 

آنچه را از کتاب پروردگارت به تو وحی شده تلاوت کن!

هیچ چیز سخنان او را دگرگون نمی سازد و هرگز پناهگاهی جز او نمی یابی!

 

قرآن الکریم / آیه 27 سوره کهف

  

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ اسفند ۹۶ ، ۱۴:۲۲
مهربان اربابـــــ ...

 

 

آیت الله بهجت رحمةالله علیه، در پاسخ به سۆالی فرمودند: برخی گمان می‌کنند که دعا، کار پیرزن‌ها و پیرمردها و عجزه [ناتوانان] است، آن‌ها که نمی‌توانند در میدان جنگ و جهاد شمشیر بزنند؛ ولی معلوم می‌شود مسئله از این بالاتر است.


در روایت درباره شرایط استجابت دعا آمده است: «من دعا و هو لایحس سوی الاجابة استجیب له»، یعنی هر کس دعا کند و جز اجابت احساس نکند، دعایش مستجاب می‌شود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ بهمن ۹۶ ، ۱۲:۳۰
مهربان اربابـــــ ...

 

دل خوشم    

به اینکه باهات   

درد میکشم .. 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۹۶ ، ۱۴:۲۲
مهربان اربابـــــ ...

 

إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ ﴿۸۲﴾ یس

 

شان او چنین است که هر گاه چیزى را اراده کند،

تنها به آن مى گوید: «موجود باش»!

، آن نیز بى درنگ موجود مى شود!

 

+ ما به لطف خدا ، حق ناامیدی نداریم..

هر طور که می تونید به خودتون در واقع ، بد کنید!

 

  

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ بهمن ۹۶ ، ۲۲:۱۴
مهربان اربابـــــ ...

 

و کسی نمیداند

خودمان هم نمیدانیم 

حتا پست هایی که گذاشته میشوند ، پر از حکمت  خدا هستن.. :)

پر از توجه اهل بیت علیه السلام و شهداء هستن

 

 شهید مهدی صابری

ممنونیم :)

پستت خیلی به موقع بود :)

ممنونم هوامونو داری..  

ممنونم..

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ بهمن ۹۶ ، ۱۱:۱۵
مهربان اربابـــــ ...

 

ما هر روز  

" تو " را 

در عشق بینمان  

زیارت میکنیم.. 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ بهمن ۹۶ ، ۱۴:۲۲
مهربان اربابـــــ ...

 

قسم به روزی که  

 دلم را شکستند..  

و جز تو همراز و همراهی نیافتم.. 

 با تمآم عظمت و مهربانی ات ، باهامون باش.. 

..:: یا قاضی المنایا ::..

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۶ ، ۱۰:۵۲
مهربان اربابـــــ ...

  

قلمو رو بردار

و 

رویای باهم بودنمون رو 

جآن تازه ای 

بده..

:) 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۶ ، ۰۰:۰۰
مهربان اربابـــــ ...

 

یا رب..

از نزدیک ترین جای با تو سخن میگویم..

از دل شکسته ام.. 

حتما" حرف هایم را می شنوی.. 


دریافت

  

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ دی ۹۶ ، ۱۴:۲۲
مهربان اربابـــــ ...

 

به نام عشق..

چشمات داره از خستگی بسته میشه..
که هی به زور چشمات رو میخوای باز نگه داری و ..

همونطور که داری نگاه میکنی..
لبخند شیرین از ته دلی میاد رو چهره ات
و چشمات رو میبندی و میگی
پروردگار خوش سلیقه ی من ، میدونستی تو فوق العاده ای ؟ عاشقتم..

* با چه دقت و حوصله و ظرافتی خلق ات کرده.. :)
  لایک خدا لایک

 

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۵ دی ۹۶ ، ۲۳:۱۴
مهربان اربابـــــ ...

 

راستش توی زندگی‌ام بارها و بارها رسیده‌ام به این فراز که؛

قلبُ المؤمنِ بَین اِصبعی مِن اَصابعِ الرّحمن*.

به این‌که قلب مؤمن میانِ سرانگشت‌های خدا می‌چرخد.

شاید حتّی خیلی وقت‌ها خدا را با همین چرخش‌های قلبم شناخته باشم.

همین دیگرگونی‌هایِ دلم.

 
البته که قلبِ همه دستِ خداست. قلب اهالیِ کفر هم.

جایی- مثلاً- گفته که توی قلبِ کافرها نسبت به سپاهِ ایمان، ترس و وحشت می‌اندازد؛

ساُلقی فی قلوب الّذین کفرو الرّعب (انفال/ 12)و (آل عمران/151).

گفته که به دلِ بعضی‌ها مهر می‌زند، قفل می‌زند،

دیگر حتّی قدرت فهم و دریافت را از قلب‌شان می‌گیرد؛ یطبع الله علی قلب کلّ متکبّر جبّار (غافر/ 35).

یا آن‌جا که؛ خَتم الله عَلی قلوبهم (بقره/7) یا این یکی؛ اِن یشأالله یختم علی قلبک (شوری/24).

 

اصلاً خدا حائل است میان آدم و قلبش؛ انّ الله یحولُ بین المَرء و قَلبِه (انفال/24). 

اما حسابِ هر کس که بیاید و وارد زمره‌ی ایمان بشود فرق دارد.

خدا قلبش را هدایت می‌کند. کشش‌های قلبی‌اش را راه می‌برَد.

مبدأ میل آدم را دست می‌گیرد و عوض می‌کند؛

وَ مَن یُؤمن بِالله یَهد قلبه (تغابن/11).

آن وقت، قلب، دیگر خودسر و هرزه‌گرد نیست.

 
این را هم که یادتان هست، با هم خواندیم که؛ خدا یک جاهایی قلب آدم را- وقتی مؤمن باشد و راهش راست باشد- محکم نگه می‌دارد که از هم نپاشد. خداست که ربط می‌زند به دل.

 
خلاصه این‌که یک کارگردانیِ بی‌رقیبی می‌کند توی عرصه‌ی قلب.

کسی هم از پسش برنمی‌آید. حتّی اگر بنا به الفتی باشد، خداست که بین دل آدم

و دل دیگری/ دل‌های دیگری الفت می‌اندازد؛ و اَلّف بین قلوبهم.

این دیگر از آن شاهکارهاست که فقط کارِ خودِ خداست.

به قول خودش اگر همه‌ی زمین را هم انفاق کنید و من نخواهم، بین دل‌ها الفت نمی‌افتد؛

لَو اَنفقتَ ما فِی الارضِ جمیعاً ما الّفت بینَ قلوبِهم و لکنّ الله الّف بینهم (انفال/ 63). 

کارِ ما این وسط شاید فقط این باشد که کثیفی‌ها را از قلب‌مان بیرون بریزیم،

بعد هم بهره‌مان را از ایمان زیاد کنیم، زیاد کنیم، بلکه قلب‌مان را بیشتر راه ببرد.

میان سرانگشت‌های خودش به خوبی‌ها بچرخاند؛ به محبت‌ها و الفت‌‌های نورانی.


* قلب مؤمن میان دو سرانگشت از سرانگشت‌های خداست، هر طور بخواهد می‌گرداندش. (بحارالانوار/ ج 72/ ص 48)

+ برای خاطر آیه ها 

نوشته خانم روستا

 

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ دی ۹۶ ، ۱۳:۳۰
مهربان اربابـــــ ...

 

زهیر تا به بلای کربلا آزمایش نشد، گوهر درونی‌اش رو نشد.

مهم‌ترین وصفی که از سابقه‌اش توی حافظه‌ی تاریخ مانده، عثمانی‌بودنش است.

حر بن‌ یزید ریاحی هم.

امثال عبیدالله‌بن‌حرجعفی هم اگر کربلایی نمی‌آمد، حقیقت‌شان معلوم نمی‌شد.

 
خوبی و سختی کربلا به همین است. به همین بود.

به همین معلوم شدن تکلیف‌ها، به همین رو شدنِ واقعیت‌ها و حقیقت‌هایِ درونی.

 
«تمحیص» یعنی تخلیص از مواد اضافی. یک فرآیند تصفیه و خالص‌سازی.

وارد کربلا که شده بود گفته بود؛ «فاذا محصوا بالبلاء قلّ الدیانون».

گفته بود؛

وقتی با بلایی آزمایش می‌شوید که خالص بشوید، که ناخالصی‌ها رو بشوید،‌

دین‌دارها چه کم‌اند.

راست گفته بود، راست گفته بود.

 

* برای خاطر آیه ها ، نوشته خانم روستا

 

+ به دلت اعتماد کن..

 

  

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ دی ۹۶ ، ۱۳:۱۵
مهربان اربابـــــ ...

 

... و چون آن دو گروه یکدیگر را دیدند، اصحاب موسى گفتند: حتماً ما به چنگ آنان خواهیم افتاد. موسى گفت: این چنین نیست، بى‏تردید پروردگارم با من است، و به زودى مرا هدایت خواهد کرد. پس به موسى وحى کردیم که: عصایت را به این دریا بزن. پس [دریا] از هم شکافت و هر پاره‏اش چون کوهى بزرگ بود... و موسی و هر که با او بود را نجات دادیم... 

پشت سرش را نگاه کرد. سیاهیِ لشکرِ فرعون را می‌شد دید. پیش رویش امواج خروشان نیل بود و کنارش جماعتی از بنی‌اسرائیل که باورش کرده بودند و به حرف‌هایش ایمان آورده بودند. حالا امّا درست وسطِ معرکه، جایی که ایمانشان، در معرض محک بود، کم آورده بودند و گفته بودند: کارِ ما دیگر حتماً تمام است... همه‌ی وجود مرد را امّا ایمانی غریب آکنده بود. دوباره پیشِ رو و پشت سرش را نگاه کرد. دلش تکان نخورد. فقط گفت: محال است خدا من را توی این حال تنها بگذارد. گفت: پروردگارِ من با من است. حتماً راهی را نشانم خواهد داد... چند دقیقه بعد قاصدِ وحی پیغام آورده بود که عصایت را به نیل بزن. چند دقیقه بعدترش، همان امواجِ خروشان، ناباورانه، راه را برای مرد و همراهانش باز کرده بودند.

 

 خواستم بگویم خوب می‌شد اگر گاهی ما هم درست وسطِ معرکه‌هایی که پیشِ رو و پشتِ سرِمان، بسته است، همان جاهایی که فکر می‌کنیم دیگر راهی نمانده، همان‌جاهایی که دور و بری‌ها هم از شرایط ناامید شده‌اند، همان توقف‌گاه‌های تلخ یأس، با یقین بگوییم کسی هست که همیشه هست. کسی هست که وقتی قدم‌های آدم راست باشد، توی تنگنا و بن‌بست نگذاردش. کسی هست که همیشه توی لحظه‌های سخت، قاصد بفرستد، راه را نشان بدهد. روزنه‌ی امید را باز کند.             

 
یادش به‌خیر. همیشه می‌گفت: مؤمن بن‌بست ندارد! می‌گفت: وَ مَن یتّق الله یَجعل له مخرجاً. (طلاق/2)


فَلَمَّا تَرَءَا الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسىَ إِنَّا لَمُدْرَکُون* قَالَ کلاََّ  إِنَّ مَعِىَ رَبىّ‏ِ سَیهَْدِین* فَأَوْحَیْنَا إِلىَ‏ مُوسىَ أَنِ اضْرِب بِّعَصَاکَ الْبَحْرَ  فَانفَلَقَ فَکاَنَ کلُ‏ُّ فِرْقٍ کاَلطَّوْدِ الْعَظِیم ... وَ أَنجَیْنَا مُوسىَ‏ وَ مَن مَّعَهُ أَجْمَعِین... (شعراء 61-65)

 

  + نوشته ی خانم روستا

برای خاطر آیه ها

 

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۹ دی ۹۶ ، ۲۲:۱۴
مهربان اربابـــــ ...

  

+ باهم بودیم که

در گوش ات پچ پچ کرد...

پر از حسادت... 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ آذر ۹۶ ، ۱۳:۳۸
مهربان اربابـــــ ...