خداوند محبت است... بنام محبت

خداوند محبت است... بنام محبت


از روضه های شما
یک چیز مرا خیلی
میسوزاند!
آن هم مهربانی شماست..
این همه روضه برای مهربان ترین!

۳۷ مطلب در بهمن ۱۳۹۲ ثبت شده است

شیرین ِ غزل های خداوند...

  

حـسیـــــــن(ع)...

 

 

 یک...

یادم آمد شب بی چتر و کلاهی که به بارانی ِ مرطوب خیابان زدم آهسته و

گفتم چه هوایی است خدایی ، من و آغوش رهائی

سپس آنقدر دویدم طرف فاصله تا از نفس افتاد نگاهم به نگاهی ،

دلم آرام شد آنگونه که هر قطرهء باران غزلی بود نوازش گر احساس که می گفت فلانی!

چه بخواهی چه نخواهی به سفر می روی امشب

چمدانت پر باران شده پیراهنی از ابر به تن کن و بیا!

 

پس سفر آغاز شد و نوبت پرواز شد و راه نفس باز شد و

قافیه ها از قفس حنجره آزاد و رها در من ِ شاعر ، من ِ بی تاب تر از مرغ مهاجر

به کجا می روم اقلیم به اقلیم خدا هم سفرم بود و جهان زیر پرم بود

سراسر که سر راه به ناگاه  مرا تیشهء فرهاد صدا زد : نفسی صبر کن ای مرد مسافر

قسمت می دهم ای دوست سلام ِ من دلخستهء مجنون شده را نیز به شیرین ِ غزلهای خداوند

به معشوق دو عالم برسان.

 

باز دلم شور زد آخر به کجا می روی ای دل که چنین مست ورها می روی ای دل

مگر امشب به تماشای خدا می روی ای دل نکند باز به آن وادی...

مشغول همین فکر وخیالات پر از لذت و پر جاذبه بودم که مشام دل من پر شد از آن

عطر غریبی که

نوشتند کمی قبل اذان سحر جمعه پراکنده در آن دشت خداییست.

 

دو...

  

چشم وا کردم وخود را وسط صحن وسرا ، عرش خدا ، کرب وبلا ، مست و رها در دل آیینه

جدا از غم ِ دیرینه ولی دست به سینه یله دیدم

من سر تا به قدم محو حرم بال ملک دور و برم یک سره مبهوت به لاهوت رسیدم

چه بگویم که چه دیدم که دل از خویش بریدم به خدا رفت قرارم نه به توصیف چنین منظره ای

واژه ندارم

سپس آهسته نشستم،و نوشتم (فقط ای اشک امانم بده تا سجدهء شکری بگذارم )

که به ناگاه نسیم سحری از سر گلدستهء باران و اذان آمد و

یک گوشه از آن پردهء در شور عراقی و حجازی به هم آمیخته را پس زد و

چشم دلم افتاد به اعجاز خداوند به شش گوشهء معشوق

خدایا تو بگو این منم آیا که سراپا شده ام محو تمنا و تماشا

فقط این را بنویسید رسیده است لب تشنه به دریا

دلم آزاد شد از همهمه دور از همه مدهوش غم وغصه فراموش

در آغوش ضریح ِ پسر فاطمه آرام سر انجام گرفتم...

 ...

در آغوش ضریح ِ پسر فاطمــه (س) ، آرام ،سر انجام...

در آغوش ضریح ِ پسر فاطمــه(س)  ، آرام ، سر انجام...

****

{ نوشته ی سید حمیدرضا برقعی}

 

****

از زبان حضرت زینــب(س)

  

دلی در خون نشسته دوست داری؟

بگو قلبی شکسته دوست داری؟

تورا ای عشق! بی سر دوست دارم

مرا با دست بسته دوست داری؟

...

 

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ بهمن ۹۲ ، ۱۹:۲۰
مهربان اربابـــــ ...

 

شب بود. یکی داد می‌زد : " ساکت شو!  ساکت شو!  تو  نمی‌تونی اشک منو در بیاری."

رفتم سمت صدا.

دیدم یک نفر انگشت‌هایش قطع شده. این حرف را به دست خونی‌اش می‌گوید :

"ساکت شو! ساکت شو! تو نمی‌تونی اشک منو در بیاری "

 

# از کتاب « روزگاری جنگی بود »

نوشته‌ی مهدی قزلی

۳۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۹۲ ، ۱۵:۵۰
مهربان اربابـــــ ...

 

خوبــی مثل بــارون میمونه ، میبــاره...

اگر گل باشی رشد می کنی

اگر سنگ باشی پسش می زنی

 

۱۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۹۲ ، ۱۵:۳۰
مهربان اربابـــــ ...

 

  

 نسل جوان افکار و احساساتی دارد و انحراف هایی.

 

تا به دردش ، یعنی افکـــار و ادراکــات و احساســـاتش رسیدگی نشــود ،

 

نمی شود جلو انحرافاتش را گرفت.

 

 

#ده گفتار : استاد شهید مطهری#

 

۱۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۹۲ ، ۲۳:۴۹
مهربان اربابـــــ ...

 

 

سخنان مقام معظم رهبری در مورد کتاب:

الان چند سالى است که کتاب‌هایى درباره سرداران و فرماندهان جنگ باب شده و مى‌نویسند

و بنده هم مشترى این کتاب‌هایم و مى‌خوانم.

با اینکه بعضى از اینها را من خودم از نزدیک مى‌شناختم و آنچه را هم که نوشته،

روایت‌هاى صادقانه است - این هم حالا آدم مى‌تواند کم و بیش تشخیص دهد

که کدام مبالغه‌آمیز و کدام صادقانه است - بسیار تکان دهنده است؛

آدم مى‌بیند این شخصیت‌هاى برجسته، حتّى در لباس یک کارگر به میدان جنگ آمده‌اند؛

این اوستا عبدالحسین برونسى، یک جوان مشهدى بنّا، که قبل از انقلاب یک بنّا بود

و با بنده هم مرتبط بود ، شرح حالش را نوشته‌اند و من توصیه مى‌کنم

و واقعاً دوست مى‌دارم شماها بخوانید.

من مى‌ترسم این کتاب‌ها اصلاً دست شماها نرسد.

اسم این کتاب «خاک‌هاى نرم کوشک» است؛ قشنگ هم نوشته شده.»

**********************

 

دریافت
حجم: 4.14 مگابایت
توضیحات: فایل pdf *خاک های نرم کوشک*

 

پیکر پاک این شهید بعد از 27 سال بدون سر و در ایام فاطمیه وارد وطن شد.

در ادامه شما رو دعوت میکنم به خوندن ِ داستان خاک های نرم کوشک و یادگار برونسی...

در این بخش رمز موفقیت ِ این شهید بزرگوار هم گفته شده است.

میدونم طولانیه یکم ، اما مطمئنا" ارزش خوندن داره.

 

یازهــــرا(س)...

  

۱۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ بهمن ۹۲ ، ۱۵:۳۵
مهربان اربابـــــ ...

غزلی نذر حضرت زهـــرا(س)...

  

همین که دست قلم در دوات می لرزد

به یاد مهر تو چشم فرات می لرزد

 

نهفته راز «اذا زلزلت» به چشمانت

اگر اشاره کنی کائنات می لرزد

 

«هزار نکتهء باریک تر ز مو اینجاست»

بدون عشق ِ تو بی شک صراط می لرزد

 

مگر که خار به چشمان خضر خود دیدی

که در نگاه ِ تو آب حیات می لرزد

 

تو را به کوثر و تطهیر و نور گریه مکن

که آیه آیه تن محکمات می لرزد

 

کنون نهاده علی سر ، به روی شانهء در

و روی گونهء او خاطرات می لرزد...

:'(

   

غزل تمام نشد، چند کوچه بالاتر

میان مشک سواری فرات می لرزد

  

سپس سوار می افتد ،تو می رسی از راه

که روضه خوان شوی اما صدات می لرزد...

 

□□□

 

وعصر جمعه کنار ضریح روی لبم

به جای شعر دعای سمات می لرزد ...

# شعر از سید حمیدرضا برقعی.

  

بیاد ِ تنهایی های مولا علی)...

بیاد ِ مــــادرمون زهـــــرا(س)...

بیاد ِ عشق ِ بین زهـــــرا(س) و علی (ع)...

:'(

 

+ اللهم عجل لولیک الفرج...

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۹۲ ، ۲۳:۴۸
مهربان اربابـــــ ...

 

زیر باران دوشنبه بعد از ظهر

اتفاقی مقابلم رخ داد

وسط کوچه ناگهان دیدم

زن همسایه بر زمین افتاد

  

سیب ها روی خاک غلطیدند

چادرش در میان گرد و غبار

قبلا این صحنه را...نمی دانم

در من انگار می شود تکرار

  

آه سردی کشید ،حس کردم

کوچه آتش گرفت از این آه

و سراسیمه گریه در گریه

پسر کوچکش رسید از راه

  

گفت: آرام باش! چیزی نیست

به گمانم فقط کمی کمرم...

:'(

دست من را بگیر ،گریه نکن

مرد گریه نمی کند پسرم...

  

چادرش را تکاند، با سختی

یاعلی گفت و از زمین پا شد

پیش چشمان بی تفاوت ما

ناله هایش فقط تماشا شد

  

صبح فردا به مادرم گفتم

گوش کن ! این صدای روضهء کیست

طرف کوچه رفتم و دیدم

در و دیوار خانه ای مشکی است

  

با خودم فکر می کنم حالا

کوچه ء ما چقدر تاریک است

گریه، مـــادر ، دوشنبه، در ،کوچه

راستی! فاطمیه نزدیک است...

:'(

# شعر از سید حمیدرضا برقعی.

----------------------------------------------

 

السلام علیک یا فاطمه الزهــــرا سلام الله علیها...

مـــــادر...

 

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۹۲ ، ۱۶:۰۹
مهربان اربابـــــ ...

 

مهربان ارباب

 

در همه چیز از همه کس جلوتر بود؛ حسیــــن(ع).

وقت ِ اطاعت از امام ، از همه گوش به فرمان‌تر بود ، برای برادرش حسن(ع).

وقت سکوت از همه ساکت‌تر ، چنان‌که سکوتش وحشت‌آور بود.

وقت قیام و خروج هم از همه مصمم‌تر.

 

حسین(ع) همیشه پیش روی ِ بقیه بود نه پشت سرشان،

همیشه پناه‌گاه دیگران بود نه در پناه‌شان؛

همان‌طور که شایسته یک امام است.

 

در ماجرای کربلا هر کدام از یارانش که می‌افتادند و هنوز صدای‌شان درمی‌آمد،

  حسین(ع) را صدا می‌زدند و دوست داشتند سرشان را بگذارند روی پای کسی که

همیشه در همه چیز ازشان جلو بوده.

 

خودش اما چه کسی را باید صدا می‌زد وقتی روی زمین افتاده‌ بود:

خدایا راضی‌ام به رضایت و تسلیمم به قضایت ، معبودی جز تو نیست....

 

 

**

پناه ِ بی پناهی هایمان باش ، مهربان اربابـــ حسیــن(ع) ...

پناه ِ تنهایی هایمان...

پناه ِ...

 پناه ِ آخر...

 

مهربان اربابم... 

 

# قصه ی کربلا ، نوشته ی مهدی قزلی   

۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۹۲ ، ۱۲:۳۴
مهربان اربابـــــ ...

 

1* هر وقت کسی در حقتون خوبی کرد

یک صفحه قرآن برای آرامش و عاقبت بخیریش بخونید...

حالا این خوبی میتونه یه جمله باشه

یه رفتار ِ خوب باشه

میتونه یه پُست ِ خوب باشه

میتونه حتا یه لبخند باشه...

خیلی وسیع  ِ ... بستگی به دیدتون داره!! باورتون میشه ؟! خیلی وسیع ِ...

  

2* برای آرامش ِ عزیــزانتــون ، همیشه ، قرآن بخونید..

 

3 * جمعه ها ،برای سلامتی و آرامش ِ امام زمان(عج) هم ، می تونید قرآن بخونید...

قشنگه... امتحان کنید!

 

۲۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ بهمن ۹۲ ، ۲۳:۲۵
مهربان اربابـــــ ...
۳۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ بهمن ۹۲ ، ۱۴:۵۷
مهربان اربابـــــ ...

عاشق  

بیـاد ِ همه عشق هایی که تو راه ِ انقـــلاب پـرپـر شدن...

بیـاد ِ همه عشق هایی که تو راه ِ انقـــلاب شهیــد شدن...

عشق هایی که شهیــد شدن...

 

دریافت
حجم: 2.57 مگابایت
توضیحات: از نفس افتاده...

سریال از نفس افتاده بیانگر یکی از این عشق ها بود.

**

پ.ن. می دونید چیه با خودم میگم

ما جوون های امروز ،

 اگــر فرصتی برای عشق ُ عاشق شدن  ُ زندگی  ُ باهـم بــودن ،

داریم

بازم مدیون همه ی شهــدا هستیم...

مدیون همه عشق هایی که شهید شدند... 

**

با هـم بـودن تون رو قدر بدونید...

 

۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ بهمن ۹۲ ، ۱۴:۰۰
مهربان اربابـــــ ...

 

همسایه سایه ات به سرم مستدام باد

لطفت همیشه زخم مرا التیام داد

وقتی انیس لحظه ی تنهایی ام توئی

تنها دلیل اینکه من اینجایی ام توئی

۸ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۲ ، ۱۶:۰۰
مهربان اربابـــــ ...

رهبرم دوستت دارم...

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۲ ، ۱۲:۴۷
مهربان اربابـــــ ...

 

ای حُسن یوسف دکمه ی پیراهن تو..

دل می شکوفد گل به گل از دامن تو

 

جز در هوای تو مرا سیر و سفر نیست

گلگشت من دیدار سرو و سوسن تو :

 

آغاز ِ فروردین ِ چشمت ، مشهد من

شیـــراز ِ من اردیبهشت ِ دامن تو..

 

هر اصفهان ِ ابرویت نصف جهانم

خرمای خوزستان ِ من خندیدن تو..

 

من جز برای تو نمی خواهم خودم را

ای از همه من های من بهتر ، من ِ تو

 

هر چیز و هر کس رو به سویی در نمازند

ای چشم های من ، نماز ِ دیدن تو!

 

حیران و سرگردان ِ چشمت تا ابد باد

منظومه ی دل بر مدار روشن ِ تو!

 

************************

# شعر از قیصر امین پور #

************************

 

پ.ن. نوشتم برای این دل ِ تنگ..

هیچی و همه چی ..

 

۱۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ بهمن ۹۲ ، ۲۲:۲۸
مهربان اربابـــــ ...