خداوند محبت است... بنام محبت

خداوند محبت است... بنام محبت

سحرگاه با صدای شیرینت ، بیدار میشم.. : اینقدر شیرین که..

با زل زدن به چشمات ، سحری میخورم.. : اینقدر زیبا که..

پشت سرت که نه ، کنارت نماز میخونم.. :) : اینقدر خوشحال که..

میشینم و به قرآن خوندنت گوش میدم ، دلم غنج میره.. : اینقدر دوست داشتنی که..

روزه ام رو با عطر تو باز میکنم ، با نفس_ عاشقت..
قبول باشه هم دم..

(قلب قلب)
" وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ "

 

  ..

 

  

۲۲۳ نظر موافقین ۵۸ مخالفین ۱ ۱۲ شهریور ۹۲ ، ۱۷:۳۶
مهربان اربابـــــ ...

 

برای داشتنت حاضرم هر کاری بکنم..
مثلا "
یکی از بهترین بنده های خدا بشم..!
البته دو قدم ما بیست قدم " خدا " با مهربانی تمام.

 

 

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ دی ۹۵ ، ۱۴:۲۲
مهربان اربابـــــ ...

 
خلق را پدید آورد ،
و آفرینش را آغاز کرد ،
بی اندیشه ای که به جولان آورد ،
یا تجربه ای که از آن بهره برد ،
یا جنبشی که ( در خود ) پدید آورد ،
و یا عزمی که به تردید افتد.

پیدایش هر یک از اشیا را به زمان ( خاص ) خودش اختصاص داد ،
و در میان ( انواع ) گوناگون آنها الفت ( و هماهنگی ) برقرار ساخت ،
و در هر یک ( طبیعت و ) غریزه ی ویژه ی آن را نهاد ،
و آن را همراهش ساخت ( به گونه ای که هرگز از آن جدا  نگردد) ،
( و  او ) در حالی ( آنان را بیافرید) که پیش از پدید آوردنشان از ( تمام ویژگی های آنها ) آگاه بود ،
و به حدود وجودی و پایانشان احاطه ی ( کامل ) داشت ، و ( اسرار ) درون و بیرون آنها را می دانست.

آنگاه خدای پاک فضاهای شکافته ، و کرانه های گشوده ، و فضاهای خالی را آفرید ، و در آن آبی که امواج متلاطمش بر هم می غلطید روان ساخت.
و آن را بر پشت باد تند و پر سر و صدا ،
که هر چیز را از جا بر می کند ، سوار کرد.
آنگاه باد را فرمود که آن را بازگرداند ،
و آن را بر متراکم کردن آب ، توانا ساخت،
و آب ها را تا اندازه ای معین به هم نزدیک نمود.
فضاهای خالی در پایین آن گشوده ، و آب در لابلای آن در حرکت بود.

 
آنگاه خدای پاک بادی را بیافرید که قدرت باروری نداشت ، و پیوسته می وزید ، و وزیدن آن را تند و مکان پیدایش آن را دور ساخت.
سپس آن باد را می فرمود که آب انباشته را به حرکت در آورد ، و موج دریا را برانگیزاند. پس آن باد آب را چنان که گویی مشکی را می جنباند به هم زد ، و با همان شدت که در فضا می وزید بر امواج آب نیز حمله آورد. 

اول _ آب به سوی آخرش ، و ساکن _ آب را به سوی امواج خروشان می پیوست ، ( تا بالا و پایین آب به خوبی در هم آمیخت و ) آب فراوانی روی هم انباشته گردید ، و امواج روی آب کف ها برآورد.

آنگاه آن کف را در فضای شکافته ، و جوی گسترده بالا برد.
و از آن کف هفت آسمان را فراهم ساخت.

 
پایین ترین آسمان را ( بسان ) موج مهار شده ،
و بالاترین آسمان را ( بسان) سقفی محفوظ و بلند قرار داد ، بی آنکه ستونی باشد که آن را به پا دارد ،  و ( طناب ها و ) میخ هایی باشد که آن را استوار و پا بر جا دارد.
سپس (=پایین ترین آسمان) را به زینت کوکب ها و نور ستارگان تابان آراست ،
و در آن چراغی فروزان و ماهی نورافشان روان ساخت ، ( و فرمودشان که ) در فلکی گردان ، و سقفی در حرکت ، و لوحی روان (گردش کنند.)

 نهج البلاغه
بخشی از خطبه ی درباره ی آغاز آفرینش آسمان و زمین و آفرینش آدم


ادامه دارد...

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ خرداد ۹۶ ، ۱۸:۳۰
مهربان اربابـــــ ...