خداوند محبت است... بنام محبت

خداوند محبت است... بنام محبت


بایگانی

۱۸ مطلب در اسفند ۱۳۹۶ ثبت شده است

 

 سوز دل ، اشک روان ، آه سحر ، ناله ی شب

این همه از نظر لطف شما میبینم..

 

* حافظ شیرازی

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ اسفند ۹۶ ، ۱۸:۱۵
مهربان اربابـــــ ...

.. 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ اسفند ۹۶ ، ۱۴:۲۲
مهربان اربابـــــ ...


 

مثل روزهای اول بودی.. :)
پر انرژی اکتیو پر نشاط و البته مثل همیشه عاشق.. :)♡
پر از زندگی.. :)
برای عاشقانه مون و باهم بودنمون تلاش میکردی.. :)♡♡

هر چی میگفتم :
..♡ یکم استراحت کن میگفتی نه وقت نیست
باید موفق بشم :)

دنبالت راه میرفتم که از خستگی نیفتی رو زمین..
آخرم از فرط خستگی سرتو گذاشتی رو شونه ام و خوابیدی..♡ 
خوب شد کنارهم بودیم و هستیم.. :)


*تو هر کاری بهترینی :)

نامبر وان ، اکتیو ، منظم
پر تلاش ، خلاق ، مورد اعتماد

 بهت افتخار میکنم :)
کنارت هیچی کم ندارم :)
کنارت همه چی دارم :)
♡♡

+ خدایا شکرت..

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ اسفند ۹۶ ، ۱۱:۰۰
مهربان اربابـــــ ...

 

هرگز نتونستید و نمی تونید 

ذهن و قلب  ما رو

محدود کنید

 

* دوستت دارم اندازه ی همه ستاره های هفت آسمون..

کی میتونه بشماره چقدره...

جز خدای عزوجل!

 

وقتشه یادتون بیاد 

کی خداست و کی بنده

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ اسفند ۹۶ ، ۰۰:۳۰
مهربان اربابـــــ ...

 

دلم که برای خودم تنگ میشود 

به چشمانت نگاه میکنم 

محمد ابراهیم همت 

 

ممنونم هستی هر لحظه باهامون..

+ دلم براتون تنگ شده ، لطفا" باهم بطلبمون..

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ اسفند ۹۶ ، ۱۱:۳۰
مهربان اربابـــــ ...

 

ایستاده بودیم روبروی هم..
نزدیک هم..

مات و مبهوت
نگاه میکردم به صورت زیبا و مهربونت..
به چشمآت..
که مثل ابر بهاری اشک می ریختن..
سنگینی دنیا روی سرم اومد..
دلم آتیش گرفت..

قد و بالات رو نگاه کردم..
لاغر شده بودی..
دلم کنده شد..

گریه میکردی و اسمم رو با صدای شیرینت..
صدا میزدی و میگفتی .. نمیدونستم .. نمیدونستم ..
من نمیدونستم..

اینطور گفتن بهم..
.. نمیدونستم ..

اصلا" صبر نکردم ببینم چی گفتن و چیو باور کردی به اشتباه.
بغلت کردم و گفتم .. اشکالی نداره .. اشکالی نداره ..
.. اشکالی نداره..

فدای سرت..
فدای یه تار موهات..

+ و این از لطف خدا بود که دشمنان شکست خوردن...
الحمدالله رب العالمین
الحمدالله رب العالمین

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۶ ، ۱۴:۲۲
مهربان اربابـــــ ...

 

* ممنونیم..

+ سالروز شهادت ، شهید مهدی صابری

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ اسفند ۹۶ ، ۱۲:۰۰
مهربان اربابـــــ ...

یه رفیق صمیمی ،

سکوت کرد ، وقتی که حرف زدنش لازم بود ، 

و انداختم تو اشتباه...

سکوتش انداختم به اشتباه.

 

 یه نفر سکوت کرد به خاطر دین!

سکوتش انداختم به اشتباه.

این دین تون برمیگرده میخوره تو سرتون ، 

که دین رو هم درست نشناخته بودند.

 

یه عزیزی..

سکوت کرد..

سکوت کرد..

با خدا آشنا شدم..

سکوت کرد..

سکوت کرد..

سکوت کرد..

 

عزیز من جآن منی..

سکوت کنی با جونم بازی میکنی..

سکوت کنی از خدا برمیگردم..

مراقبم باش..

باهام حرف بزن..

 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ اسفند ۹۶ ، ۱۲:۱۰
مهربان اربابـــــ ...

 

{وَ لَقَدْ أَوْحَیْنا إِلی‏ مُوسی‏ أَنْ أَسْرِ بِعِبادی فَاضْرِبْ لَهُمْ طَریقاً فِی الْبَحْرِ

یَبَساً لا تَخافُ دَرَکاً وَ لا تَخْشی‏}
     


[ما به موسی وحی فرستادیم که: «شبانه بندگانم را ( از مصر ) با خود ببر و برای آنها راهی خشک در دریا بگشا که نه از تعقیب ( فرعونیان ) خواهی ترسید ، و نه از غرق شدن در دریا!»]

قرآن الکریم ؛ آیه 77 سوره طه

 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ اسفند ۹۶ ، ۰۰:۳۰
مهربان اربابـــــ ...

 

* هیچ یک از اینها تکانم نمی دهد!

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ اسفند ۹۶ ، ۱۰:۱۵
مهربان اربابـــــ ...

 

خدایا!
بار امیدم در حریم کرمت فرود آمده..
و مرکب طمعم به‏ آستانه جود تو زانو زده..

پس اى خدا
به آرزوى من جامه عمل پوشان..
و پایان کارم را به خیر گردان..

 

                                                                         * مناجات المتوسلین 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۶ ، ۲۳:۱۴
مهربان اربابـــــ ...

 

چقدر به این در و اون در زدی؟

خسته نشدی؟؟!

آروم بگیر دیگه!

خودش داره میگه دست منه!

میگه من همه چی رو میدونم،

میگه گره کار دست منه. این منم که بلدم بازش کنم.

باور نداری؟

این خط _ اینم نشون + ..

وقتی باور کردی گره باز میشه، 

 من همینجا، اوایل سوره انعام سر قول و قرارم هستم،
هر موقع باورت شد بیا …

 

کلیدهای غیب تنها نزد اوست و جز او کسی آن را نمی‌داند. آنچه در خشکی و دریاست میداند، هیچ برگی از درختی نمی‌افتد مگر اینکه از آن آگاه است. و نه هیچ دانه‌ای در تاریکی‌های زمین، و نه هیچ تر و خشکی نیست جز اینکه در کتاب آشکار (در کتاب علم خداوند) ثبت است.

 

* قرآن کریم/ سوره انعام / آیه 59

 

  

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۶ ، ۱۲:۳۷
مهربان اربابـــــ ...

 

یا کریم اهل بیت
یا امام حسن علیه السلام
مدت هاست دارم فکر میکنم

ما به هر کدام از شما اهل بیت علیه السلام که
ارادت خاص داریم
ناخودآگاه تو مشکلات هم شبیه شما عمل میکنیم..

مدت هاست دارم فکر میکنم
چی کشیدین آقا از مدارا با دشمنانتون!
درد دارد..

و چه کشید مادرتان زهراء سلام الله علیها..
از میخی که توی تنش فرو رفت
درد دارد..

چه کشید پدرتان امیرالمومنین علیه السلام
از غریبی..
درد دارد..

چه کشید برادرتان حسین علیه السلام..
از ظلم...
از ناحقی...
درد دارد..

و چه صبری داشت خواهرتان زینب سلام الله علیها!

مدد یا امام حسن مجتبی علیه السلام مدد

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ اسفند ۹۶ ، ۲۲:۱۴
مهربان اربابـــــ ...

 

یک روز
همه چیز را برای
دخترمان
تعریف میکنم!  

تا بداند
این مرد متین و آرام روی مبل
با آن موهای جوگندمی مهربانش
یک وقتی
مجنون ترین عاشق این شهر بوده است..
:)

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۶ ، ۱۸:۰۷
مهربان اربابـــــ ...