خداوند محبت است... بنام محبت

خداوند محبت است... بنام محبت


۱۳ مطلب در آبان ۱۳۹۶ ثبت شده است

 

 

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ آبان ۹۶ ، ۲۱:۳۵
مهربان اربابـــــ ...

 
 از روضه های شما
یک چیز مرا خیلی
میسوزاند!
آن هم مهربانی شماست..
این همه روضه برای مهربان ترین!
 

سلام عشق فاطمه..


شانه های زخمیش را هیچکس باور نداشت..


اصلا" کسی ز حال دلم با خبر نشد.. 

 
ای آشنا تر از همه ، حق میدی نشناسم تو رو..


زهرا همان آغاز هستت را گرفته..
با چادر خاکی اش دستت را گرفته..


الهی امسال آقاجون
بخره ما رو مادرت..

 
السلام علیک یا فاطمه زهراء سلام الله علیها.. 
 


یا امام رضا علیه السلام..
 
۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ آبان ۹۶ ، ۲۲:۱۴
مهربان اربابـــــ ...

 

بسم رب الحسین...

سلام مهربان ارباب حسین علیه السلام ، سلام..

خواستم حرفی که تو دلم مونده رو بگم آقاجان
بابت همه مجالسی که مادرتون ما رو دعوت کردن
بابت همه اشک های که اجازه ی ریختنشون رو مادرتون داد..
بابت همه دلتنگی هایمان برای تان حسین فاطمه سلام الله علیها..
بابت اجازه برای همه قدم هایی برای هیئت تون برداشتیم..
برای اندوه شما حسین و زینب سلام الله علیها..

حتا بابت نذری هایی که دور از زندگیم جآنم از گلوم بیشتر از چند قاشق همونم به سختی پایین رفت..

بابت کربلایی که نطلبیدی و منتظرمون گذاشتی
بابت همه چی ممنونم مهربان ارباب..
بابت همه چی از مادرتان فاطمه سلام الله علیها ممنونم..

این هایی که گفتم همه شان نعمت اند!
و نعمت دیدنشان سخت است گاهی مثلا" وقتی خیلی دلتنگ کربلاییم و خیلی منتظر و نمی طلبی ، ولی باز هم میگویم نعمت است...

بابت همه چی ممنونم اما
میدانی مهربان ارباب...
ایمان ها عوض شده
بعضی مان خیلی مغرور شدیم
همه ی این نعمت ها را از خودمان میدانیم یا از شما میدانیم و با افتخار به دیگران فخرش رو میفروشیم..
و این عین راه ضلالت است...

بگذریم مهربان ارباب حرف زیاد است
دیگه یاد گرفتم ظلم زیر خیمه ی شما را به پای شما ننویسم!
ولی مهربان ارباب این محرم و صفر هم گذشت
ما را کربلا نبردی
اسم ما را بعضی با ایمان ها ، بعضی کربلا رفته ها، جامانده گذاشتن...

به نقطه ای رسیده بودم از درد که به مادرتان گفتم
اصلا" کربلا رفتن ارزشی دارد؟ وقتی برایش اینهمه دل بشکنند زجر بکشیم حرف بشنویم
اصلا" ما کربلا نخواستیم...

ما از راه تو جا ماندیم نه از تو مهربان ارباب...


ان شاءالله که آخرین محرم و صفر مان نباشد.

 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ آبان ۹۶ ، ۲۳:۱۴
مهربان اربابـــــ ...

 

..

 

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۷ آبان ۹۶ ، ۱۴:۲۲
مهربان اربابـــــ ...

 

شهید زین الدین در ساختن افراد و شکوفا کردن استعدادهای نهفته در وجودشان توان عجیبی داشت. درست مثل یک معلم اخلاق و عرفان

عمل می کرد.

در یکی از سخنرانیهایش در مقر انرژی اتمی اهواز می گفت:

«بچه ها! من نیمه شبها می آیم از نزدیک نگاه می کنم، می بینم

نماز شب خوانها بسیار اندکند!»

آنگاه تاسف می خورد که چرا سرباز امام زمان (علیه السلام) نسبت به

نماز شب باید این قدر بی تفاوت باشد.

بینش عمیقی نسبت به تک تک نیروها داشت.

با یکی دو برخورد می فهمید فلان نیرو به درد چه واحدی می خورد.

گاه نیروی خاصی را می گزید، همه جا با خود همراهش می کرد،

آن وقت بعد از چهارده، پانزده روز می دیدی حکمی برایش زده است

به عنوان مسوول فلان واحد.. :)

یعنی در این مدت رویش کار می کرد، او را مورد ارزیابی قرار می داد و

کاملا به نقاط قوت و ضعفش آگاه می شد.

 
+ تصویر : سردار شهید مهدی زین‌الدین در دوران فرماندهی لشکر علی بن ابیطالب(ع) قم

+ سالروز شهادت شهیدان مهدی و مجید زین الدین 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آبان ۹۶ ، ۱۰:۵۰
مهربان اربابـــــ ...

 

سخته از دهان هیچکس یه کلمه حرف راست بیرون نیامدن

یا حداقل اینطور به نظر رسیدن 

سخته آدمایی که همیشه راستگو و قابل اعتماد به نظر می اومدن حالا انگار

تمام مدت دارن دروغ میگن ،

و بدتر اینکه این کارو برای منافع شخصی خودشون انجام میدن.

اشکالی نداره اگه نمیشه ازشون اطلاعات مورد نظر رو بدست آورد راه دیگه ای هم هست برای این کار ؛

+از توانایی_ عملی کردن رویاهامون مطمئنیم و اجازه نمیدیم واقعیت های موجود ما رو محدود کنند!
به تنهایی همه چی رو روبراه میکنیم!

+ و در زمین کوه های استواری قرار داد تا شما را نلرزاند
و نهر ها و راه هایی ایجاد کرد تا به مقصدتان راه یابید.
و نیز علاماتی قرار داد و شب هنگام به وسیله ی ستارگان راه خود را می یابند.
آیات 15 و 16 سوره ی نحل

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ آبان ۹۶ ، ۱۰:۳۰
مهربان اربابـــــ ...

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۲ آبان ۹۶ ، ۱۱:۰۰
مهربان اربابـــــ ...

 

..

 

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ آبان ۹۶ ، ۱۶:۰۰
مهربان اربابـــــ ...

 

خبر دارم از همه دل میبری

دل های شکسته رو خوب میخری..

تویی پناه من..

  

دریافت

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ آبان ۹۶ ، ۱۴:۲۲
مهربان اربابـــــ ...

 

بسم رب الشهداء...

روزنامه رو روی اپن میبینم برمیدارم بخونم!
منی که خیلی وقته حوصله ی سیاست ندارم
خدا نکنه سیاست دست بزاره رو زندگیت..
اونوقت دیگه سیاست فقط یه کلمه نیست فقط پست گذاشتن نیست فقط حرف نیست.
آمریکاست جنگه سوریه است و شهدای مدافع حرم و آرزوی زندگیت..

خلاصه روزنامه رو چون عکس روش حضرت آقاست برمیدارم ببینم چی گفتن خیلی وقته نخوندم و گوش ندادم ، در مورد انتخابات بود گفتم بخونم مهمه
خوندم با فکر به تو :)

8 اردیبهشت 96
مطلب رو میخونم و
ستون کنار روزنامه رو میبینم که مطلب در مورد شهداست
تیتر مطالب رو نوشته.

ورق میزنم صفحه ی دوم
یه حدیث از امام حسین علیه السلام
که خیلی زیباست.

و زیرش عکس یه شهید که..
یه شهید که نگاهش آشناست..
که چهره اش آشناست..
که اسمش آشناست..

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ آبان ۹۶ ، ۱۷:۰۵
مهربان اربابـــــ ...

 چه بسیارند مردمانی که

با ملامت دیگران،

بیماری و بدبختی را به سوی خود کشانده اند.

 

آنچه را که آدمی در دیگران 

نکوهش میکند 

در واقع به سمت خود جذب میکند.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ آبان ۹۶ ، ۲۲:۵۰
مهربان اربابـــــ ...

 

مدینه که بودند
میخواست که بره سر مزار پیامبر صل الله علیه و آله
میخواست که بره سر مزار مادرش...
چهار طرفش رو گرفته بودن محارم ، که نگاهی به ایشان نیفتد.

شام که رسیدند
یزید لعنت الله
دستور داده بود سکو ساخته بودند
زن ها و دخترها را روی سکو نشانده بود 
و آنها را به دیگران نشان میداد
این را که میبینی زینب است
آن یکی و ...

+ هر یک از آن چهار نفر
  و تنها مرد بازمانده ی کربلا :
  روضه های سخت را آدم های سختی کشیده میگویند
مثلا" آنها که تهمت خورده دلشان احساسشان دلتنگی شان عشق شان و روزگارشان
، نگاهی..

 
+ السلام علیک یا فاطمه الزهراء سلام الله علیها..

  

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ آبان ۹۶ ، ۱۰:۵۲
مهربان اربابـــــ ...

 

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من توست

گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست

روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست

گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید
همه جا زمزمه عشق نهان من و توست

گو بهار دل و جان باش و خزان باش، ارنه
ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست

این همه قصه فردوس و تمنای بهشت
گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست

نقش ما گو ننگارند به دیباچه عقل
هرکجا نامه عشق است نشان من و توست

سایه زآتشکده ماست فروغ مه و مهر
وه از این آتش روشن که به جان من و توست

  

 * اشارات نظر : هوشنگ ابتهاج 

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ آبان ۹۶ ، ۱۸:۵۲
مهربان اربابـــــ ...