خداوند محبت است... بنام محبت

خداوند محبت است... بنام محبت


بایگانی

۱۹ مطلب در مهر ۱۳۹۷ ثبت شده است

 

 

کارگاه الکترونیک صنعتی
استاد برگه های امتحان رو پخش میکنه

بچه ها یه نگاه به برگه میکنن و یه نگاه به هم دیگه
سخت بود
اکثر بچه ها بلد نبودن
منم کامل بلد نبودم

چند دقه بعد اکثر بچه ها دارن تقلب میکنن هر طرفمو نگاه میکنم همین وضعه
چند دقیقه ای رو تحمل کردم و بعد
بلند شدم و برگه مو سفید دادم به استاد!

استاد یه نگاه کرد و گفت چرا سفیده!
گفتم نمیخوام بنویسم استاد
وقتی که اکثر کلاس دارن تقلب میکنن!

چند لحظه متعجب نگاه کرد
و بعد گفت بنویس دختر
امتحان 6 نمره است

گفتم نه استاد ممنون
و اومدم از کلاس بیرون

بچه ها داشتن می خندیدن بهم
و به کارشون ادامه می دادن شاید

منم سرمو بالا گرفتم
و لبخند زدم محکم
:)

                             + واسه این چیزای کوچیک زیر بار
زور نرفتم
                           واسه همه ی زندگیم هم زیر بار
ظلم تون نمیرم!

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مهر ۹۷ ، ۱۴:۲۲
مهربان اربابـــــ ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مهر ۹۷ ، ۰۸:۰۰
مهربان اربابـــــ ...

 

دنیا محل قرار نیست

وقتی از بالا ب زندگی نگاه میکنی
انگار یه دست هی بالا و پایین میبرتت
تا گوهر وجودت نمایان بشه آبدیده بشه
تا خوبی از بدی متمایز بشه
تا حق از باطل جدا بشه

وقتی بالاییم مغرور نباشیم
وقتی پایینیم ناامید نباشیم

  

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مهر ۹۷ ، ۲۲:۱۴
مهربان اربابـــــ ...

یادته شهید مهدی زین الدین؟

داشتن استخر و سالن  "و" رو میساختن کنار این "پ"
تو دلم گفتم کاش عزیزم بیاد اینجا..
چه خوبه این امکاناتو داره اینجا ، میتونه استفاده کنه عزیزم و خیالم از این بابت هم راحت باشه♡

یادته شهید مهدی زین الدین؟
من فقط ی دختر عاشق و دلتنگ و غمزده بودم که ب
همه چی فقط با عشق و دلتنگی و حسرت نگاه میکردم..
و اشک می ریختم..
و آه می کشیدم..
با همه ی وجودم

فرمانده
حالا داری همه ی ای کاش هامو جواب میدی..
حالا داری همه ی احساس پاک بین ما رو مدد میدی..
حالا نه ، خیلی وقته که خواستمونو دادی
حالا نه یه عمره که دارین میگین با ما هستین شهداء
و مثل همیشه نگاهت و لبخندت مطمئنه

میشه بگی چطور تشکر کنیم ازت آقا مهدی زین الدین؟

حتما" بگو
ممنونیم بابت همه چی 

♡♡

 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ مهر ۹۷ ، ۱۸:۱۵
مهربان اربابـــــ ...

 

دقت داشته باشید که 

خدای ارزونی 

خدای گرونی هم هست

:)

+ ماهم خیلی چیزا داریم که بهش بنازیم

مثلا" خدایی که باهاش پادشاهی میکنیم

مثلا" ..♡♡

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ مهر ۹۷ ، ۱۴:۲۲
مهربان اربابـــــ ...

 

دیر نشده

انتظار سخته

 حتا وقتی مطمئنی از نتیجه

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ مهر ۹۷ ، ۱۵:۳۰
مهربان اربابـــــ ...

داشت از قم برمی گشت جبهه

وسط راه یادش افتاد خمس مالش رو نداده

بلافاصله از همون جا برگشت قم

خمس مالش رو پرداخت کرد و راه افتاد ب سمت جبهه

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ مهر ۹۷ ، ۱۵:۰۰
مهربان اربابـــــ ...

 

شهید مهدی زین الدین :

هرگاه شب جمعه شهداء را یاد کردید

آنها شما را نزد اباعبدالله علیه السلام یاد میکنند..

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ مهر ۹۷ ، ۱۴:۲۲
مهربان اربابـــــ ...

 

تا لحظه ی شکست

امیدت ب خدا

باشه

و 

خواهی دید 

این لحظه هرگز اتفاق نمی افته.

:)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مهر ۹۷ ، ۱۸:۴۵
مهربان اربابـــــ ...

 

برای اولین بار پامو گذاشتم تو حرم سید الشهداء..
حس پا گذاشتن رو فرش های حرم و عطر حرم اینقدر زنده بود برام که...
رسیدم ب شش گوشه..
نشستم و شروع کردم ب گریه کردن
اینقدر صدات زدم پیش مهربان ارباب..
اینقدر صدات زدم و گریه کردم که بیهوش شدم توی شش گوشه..

مهربان ارباب..
گفت بلند شو دختر
بلند شو ما خواسته ی تو رو دادیم..
ما خواسته ی تو رو دادیم..

دو بار و با تاکید گفتن..

ما خواسته ی تو رو دادیم..


پاشدم و کمی اونطرف از ضریح ایستادم و نماز خوندم ب نیت هر دومون..

+با نگاه شما مهربان ارباب ما
آخرش همه چی خوب تموم میشه
ممنونم بابت همه چی مهربان ارباب قشنگمون

♡♡


96/6/16

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ مهر ۹۷ ، ۰۰:۰۰
مهربان اربابـــــ ...

هر چقدرم که دارا باشین 

آدم حسود 

آقا نمیشه!

+ و مسلما" خدا با صابران است ، نه حسودان!

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مهر ۹۷ ، ۲۳:۴۵
مهربان اربابـــــ ...

 

من ازت حاجتمو میگیرم..

از تو که از یه جهان آزادی..

مهربان ارباب..

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ مهر ۹۷ ، ۱۴:۲۲
مهربان اربابـــــ ...
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ مهر ۹۷ ، ۱۳:۱۵
مهربان اربابـــــ ...

وقت محشر...
مادر خلقت که وارد میشن...
از خدا تقاضا میکنند که یک بار لحظه ی شهید شدن حسین شان را ببینند...
می بینند و بیهوش میشن...
حضرت مادر رو کمک می کنند و ازشون میخوان که وارد بهشت بشن...

مادر شفاعتشون رو میگن...
میگن من دوست دارم دوستداران حسینم را و دوست_ دوستداران حسینم را...
و هر کس که در راه حسینم قدمی برداشته...

 
منه حقیر از شما میپرسم حضرت مآدر
با ماهایی که با اسم حسین شما
حسینی که زمینی که قرار بود خونش توش ریخته بشه رو هم خرید قبل از وارد شدن
تمام خاک کربلا رو خرید
با ماهایی که با اسم حسین شما
ب هم ضربه میزنیم
ب هم ظلم می کنیم
آبروی همو میریزیم
ب هم تهمت میزنیم
دل همو میسوزونیم
فخر میفروشیم
ظلم میکنیم
ظلم میکنیم
و همه ی اینها با نام حسین شما ،حسین مهربان و حق شناس شما ؛
با ماها چیکار می کنید واقعا"...؟
با این همه حق الناس تا کجا می تونیم پیش بریم مگه؟

آخرش گرفتار میشیم
هر چند گرفتاری هم از لطف خداست...

که برگردیم ب سمتش

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ مهر ۹۷ ، ۱۵:۲۰
مهربان اربابـــــ ...